تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤

گفتار نهم از كتاب برهان قاطع در حرف دال بىنقطه با حروف تهجى مبتنى بر بيست و يك بيان و محتوى بر يك هزار و صد و نه لغت و كنايت و يك انجام كه آن هم مشتمل بر سيزده لغت كه اول آنها ذال نقطه‌دار باشد .

بيان اول در دال بىنقطه به الف مشتمل بر يك‌صد و شصت و نه لغت و كنايت

داب -

بر وزن باب به معنى كرّ و فرّ و شأن و شوكت و خودنمائى باشد .

دابا -

بر وزن بابا به لغت زند و پازند زر سرخ و طلا را گويند و به عربى ذهب خوانند .

داباهانتن -

با ها و نون و تاى قرشت بر وزن سر تا پا شكن به لغت زند و پازند به معنى خنديدن باشد و داباهانمى يعنى مىخندم و داباهانيد يعنى بخنديد .

داپرزه -

به فتح باى فارسى و زاى هوز بر وزن واكرده فراشتروك باشد و آن پرنده‌ايست كه در سقف خانها آشيان كند .

دابشليم -

به كسر ثالث و سكون شين قرشت و لام به تحتانى كشيده و به ميم زده طايفه‌اى و قومىاند كه پادشاهى سومنات بديشان مخصوص است .

دابونتن -

با نون و تاى قرشت بر وزن بازوشكن به لغت زند و پازند به معنى دادن باشد كه نقيض گرفتن است .

داتوبر -

با تاى قرشت و باى ابجد بر وزن جادوگر به معنى داور و دادرس باشد .

داج -

بر وزن تاج شب تاريك و تاريكى شب را گويند و با تشديد جيم در عربى مكارى و تجار را خوانند .

داچك -

به فتح جيم فارسى گوشواره را گويند .

داختن -

بر وزن ساختن به معنى دانستن باشد .

داخل -

به ضم ثالث بر وزن كاكل درگاه پادشاهان را گويند .

داخم -

به كسر ثالث بر وزن قاسم به معنى رزق و روزى باشد .

داخول -

با واو مجهول بر وزن شاغول به معنى داخل است كه درگاه پادشاهان باشد و دكه و سكوئى را نيز گويند كه بر درگاه و اكابر و سلاطين به جهت نشستن سازند و علامتى را نيز گفته‌اند كه صيادان در صحرا نزديك به دام نصب كنند تا صيد از آن بترسد و به جانب دام راهى شود و نيز علامتى باشد كه بر اطراف زراعت سازند به جهت منع وحوش و طيور .

داخيدن -

بر وزن پاشيدن به معنى از هم جدا كردن و نظر بر چيزى افكندن و ديده‌ور شدن باشد .

داد -

بر وزن باد به معنى عمر و سن و سال آدمى باشد و نام جوششى است با خارش بسيار كه آن را به عربى قوبا گويند و به هندى نيز اين علت را داد خوانند و به معنى فرياد و فغان هم آمده است و به معنى راستى و عدل و عدالت و اعتدال باشد و تظلم و وارسيدن و بهره را نيز گفته‌اند و ماضى دادن هم هست .