تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اسوده دارد و فراغت دوست و تن‌پرور باشد چه خويشتن به معنى خود است و شخصى را نيز گويند كه خود را در گفتن سخن حق و حرف خير معاف دارد .

خويشكاو -

با ثانى معدوله بر وزن پيشكار برزيگر و مزارع را گويند .

خويله -

به فتح اول و لام و سكون ثانى معدوله و ثالث مردم بىعقل و نادان و ابلق و احمق را گويند و بيشتر اين لفظ را در محل قدح و دشنام استعمال كنند .

خوى ناد -

بر وزن استاد كرم سرخى است كه در ميان گل نرم متكون مىشود و عربان خراطين گويند .

خويوز -

با اول به ثانى رسيده و ثالث به واو كشيده و به زاى نقطه‌دار زده شپره را گويند كه مرغ عيسى باشد و هر مرغى را نيز گفته‌اند كه شب پرواز كند .

خويه -

بر وزن مويه پاروب را گويند و آن بيل مانندى باشد از چوب كه بدان كشتى برانند و برف و امثال آن نيز پاك كنند .

بيان نوزدهم در خاى نقطه‌دار با ها مشتمل بر پنج لغت

خه -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى خوش و خوشا و زه و زهى و په باشد كه كلمهء تحسين است و خه‌خه به معنى خوشا خوشا و په‌په و زه‌زه و به عربى بخ‌بخ و بارك اللّه گويند .

خهر -

به ضم اول و سكون ثانى و راى قرشت به معنى وطن و منزل و جا و مقام باشد .

خهل -

به فتح اول بر وزن بهل به زبان گيلان به معنى كج و ناراست و خم باشد و به ضم اول هم گفته‌اند .

خهله -

به فتح اول بر وزن بهله به معنى خهل است كه خم و ناراست و كج باشد .

خهى -

به فتح اول بر وزن زهى كلمهء تحسين است و آن مركب است از خه و اى يعنى مرحبا و بارك اللّه و آفرين .

بيان بيستم در خاى نقطه‌دار با ياى حطى مشتمل بر پنجاه لغت و كنايت

خى -

به كسر اول و سكون ثانى مخفف خيك است اعم از خيك سقايان و خيك ماست .

خيارچنبر -

دوائى است معروف و به عربى قثاء الهندى گويند اسهال آورد .

خيارزه -

به فتح زاى هوز شوشهء خيار را گويند و آن خيارى باشد دراز و آن را به عربى شعارير خوانند .

خيارزه سپند -

رستنى باشد مانند كبر اما خار ندارد و آن را به عربى قثاء الحمار و قثاء البرى خوانند .

خيازنه -

به فتح اول و زاى نقطه‌دار و نون و ثانى به الف كشيده خواهر زن را گويند .

خيال‌پرستان -

كنايه از ارباب نظم و نثر است كه شعرا و منشيان باشند و عاشقان و دل از دست دادگان را هم گويند .

خيتال -

بر وزن تيتال به معنى دروغ و مزاح و خوش طبعى و مطايبه باشد و به معنى مزاج و طبيعت هم گفته‌اند .

خيچ -

با ثانى مجهول بر وزن هيچ خيش و آهن
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 361 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )