بيان يازدهم در خاى نقطهدار با صاد بىنقطه مشتمل بر سه لغت و كنايت
خصل -
به فتح اول بر وزن وصل به معنى ندب است كه داو بر هفت باشد در بازى نرد و شرط و پيمان در تيراندازى و گروبندى در قمار نيز هست و به معنى كعبتين هم به نظر آمده است .
خصمان سفلى -
كنايه از عناصر اربعه است به سبب ضديتى كه با هم دارند .
خصم يك چشم -
كنايه از شيطان است و دجال را نيز گويند و به معنى دل هم هست كه به عربى قلب خوانند و كنايه از آسمان باشد .
بيان دوازدهم در خاى نقطهدار با طاى بىنقطه مشتمل بر بيست و يك لغت و كنايت
خط ازرق -
نام خط چهارم باشد از جملهء هفت خط جام جم و آن را خط سياه نيز گويند .
خط اشك -
نام خط پنجم است از جام جمشيد و آن را خط خطر گويند .
خط اول -
كنايه از الف است كه حرف اول حروف تهجى باشد و كنايه از عرش اعظم و مكه معظمه هم هست .
خط بسر خود دادن -
كنايه از موچلكا و سجل نوشتن باشد .
خط بصره -
نام خط سيم است از جملهء هفت خط جام جمشيد .
خط بغداد -
نام خط دويم است از جام جم و بعضى خط اول گفتهاند .
خط جور -
نام خط اول جام جم است كه خط لب جام باشد .
خطر -
بر وزن سطر به معنى قدر و منزلت و شأن و شوكت و عظمت باشد و به معنى آفت و دشوارى و گروبستن در اسب دوانى و شرط در تيراندازى عربى است و وسمه را نيز گويند و آن برگى باشد كه بدان خضاب كنند و به عربى ورق النيل خوانند .
خطرايه -
بر وزن همسايه جامه پشمين درويشان است كه ريسمانها و پشمها از آن آويخته باشد .
خط سبز -
خطى كه تازه از رخساره خوبان برآمده باشد و نوشته و خطى را نيز گويند كه از غيب مرقوم شده باشد يعنى كسى نداند كه از كجا آمده است و كه نوشته است و خط شب را نيز گويند كه خط سياه است و آن را خط ازرق هم مىگويند .
خط سياه -
كنايه از خط سبز باشد كه خط ازرق است .
خط شب -
به معنى خط سياه است و نام يكى از خطوط جام جم هم هست كه خط ازرق است .
خط شمشيربند -
كنايه از نوشته و خطى است كه در آن خوف و خطر بسيار باشد .
خط فرودينه -
نام خط هفتم است از جام جم .
خط گزار -
به ضم كاف فارسى و زاى نقطهدار به الف كشيده و به راى بىنقطهزده كنايه از قلمزن و نيزهور باشد .
خط كشيدن -
كنايه از محو كردن و بر طرف ساختن باشد .
خطهء اول -
كنايه از عرش مجيد است كه فلك اعظم باشد و آن فلك نهم است .
خطهء گل -
به معنى خط اول است كه كنايه از عرش اعظم باشد كه فلك نهم است .
خطيب آلهى -
كنايه از هاتف غيبى باشد و كسى كه ذكر و ذاكرى كند و شخصى كه قارى قرآن باشد و موحد را نيز گويند .
خطيب فلك -
كنايه از كوكب مشتريست .