تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
آورند و آن سفيد تيره‌رنگ مىباشد يك درم از آن به جهت گزندگى عقرب و مار با ماء العسل بخورند نافع است و به فتح باى ابجد هم گفته‌اند .

حزيران -

به فتح اول بر وزن وزيران نام ماه نهم است از سال روميان و نام روز اول تابستان هم هست .

بيان ششم در حاى بىنقطه با سين بىنقطه مشتمل بر پنج لغت

حسك -

به فتح اول و ثانى و سكون كاف معرب خسك است و آن خارى باشد سه پهلو .

حسن عاريتى -

خوبى و حسنى را گويند كه از خال و سرمه و آرايش به هم رسد .

حسو -

بر وزن عدو آش اماج را گويند .

حسيبك -

با باى ابجد بر وزن كنيزك روده بره فربه باشد كه آن را قطعه قطعه كنند هر قطعه به مقدار يك وجب و پنج پنج را در يكديگر پيچيده در آش ماست كه ماستباه باشد اندازند و خواتين به تحفگى و تبركى به خانهاى يكديگر فرستند .

حسينى -

جمعى باشند از سادات منسوب به امام حسين عليه السلام و ظرفى را نيز گويند كه آن را از بلغار و گاهى از چرم هم دوزند و نام مقامى است از موسيقى .

بيان هفتم در حاى بىنقطه با صاد بىنقطه مشتمل بر نه لغت و كنايت

حصار -

به كسر اول و ثانى به الف كشيده و به راى قرشت زده نام شعبه‌ايست از جملهء بيست و چهار شعبهء موسيقى و آن بلندى حجاز است و پستى آن سه‌گاه باشد و نام شهرى است حسن خيز و به معنى قلعه و بارو عربى است .

حصار پولادى -

كنايه از انگشت‌دانه خياطان است كه از فولاد يا برنج سازند و آتشدار را هم گويند و كنايه از آسمان اول هم هست چه بعضى گويند از فولاد است و هر حصارى كه بسيار سخت و محكم باشد .

حصار پيروزه -

كنايه از آسمان است .

حصار معلق -

به معنى حصار فيروزه باشد كه آسمان است .

حصار هزار ميخى -

كنايه از آسمان است عموما و فلك البروج و فلك ثوابت را گويند خصوصا كه فلك هشتم باشد .

حصارى -

بر وزن شكارى مردمى را گويند كه منسوب به شهر حصارند همچو شيرازى و صفاهانى و كاشى و اسبى را نيز گويند كه از آن شهر آورند و نوائى است از موسيقى كه شعبهء حجاز باشد و به معنى متحصن شده عربى است .

حصن فيروزه -

به كسر اول به معنى حصار پيروزه است كه كنايه از آسمان باشد و نام شهرى و قلعه‌اى هم هست .

حصن معلق -

به معنى حصار معلق است كه كنايه از آسمان باشد .

حصن هزار ميخى -

به معنى حصار هزار ميخى است كه كنايه از آسمان باشد عموما و فلك هشتم را گويند خصوصا .