تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

بيان دوازدهم در حاى بىنقطه با واو مشتمل بر هفده لغت و كنايت

حوارى -

به فتح اول بر وزن بهارى آرد ميده دوباره بيخته را گويند .

حوجم -

به فتح اول و جيم و سكون ثانى و ميم گل سرخ را گويند بر بالاى آن نشستن و خوابيدن قطع شهوت كند و قوت باه بر طرف شود .

حوراسفند -

به فتح اول و سكون ثانى و راى قرشت و كسر همزه و سكون سين بىنقطه و فاى مفتوح به نون و دال زده رستنى باشد كه آن را بستان‌افروز گويند .

حوران -

بر وزن دوران به لغت رومى طرخون را گويند و آن سبزى باشد كه خوردن آن ذائقه را ببرد و قطع شهوت باه كند .

حور رومى -

به فتح اول درختى است كه صمغ آن كاه ربا باشد برگ آن را با سركه به مصروع دهند شفا يابد .

حور زبانى ساز -

به ضم اول كنايه از تيغ و شمشير است .

حور هندى -

به فتح اول دانه‌ايست مانند دوقو گرم و خشك است در سيم حيض را براند .

حوصله -

به فتح اول و صاد به عربى چينه‌دان مرغان را گويند و كنايه از تاب و تحمل و برداشت هم هست .

حوض آب -

معروف است و كنايه از برج حوت هم هست كه برج دوازدهم فلك باشد و آسمان را نيز گويند .

حوض ترسا -

حوضى را گويند كه در آن انگور بريزند و لگد كنند تا شيرهء آن برآيد .

حوضك -

مصغر حوض باشد و حوض كوچك را نيز گويند و طاس بزرگ را هم گفته‌اند .

حوض ماهى -

كنايه از برج حوت است .

حوض نعمان -

حوض و تالابى بوده پر از آب شور و تلخ گويند كه در زمان ظهور سرور كاينات صلوات اللّه عليه آن آب شيرين شد و نيز گويند نام آن بركه نيسان بود چون حضرت رسالت بر سر آن بركه رسيدند حوض نعمان نام كردند .

حوفران -

با فا و راى قرشت بر وزن همزبان به لغت رومى طرخون را گويند و آن سبزى است معروف .

حوك -

به فتح اول و سكون ثانى و كاف نوعى از ريحان كوهى است كه آن را بادروج گويند .

حومانه -

با نون بر وزن جودانه رستنى باشد قد آن يك گز و شاخهاى آن باريك و سياه مىباشد و گل آن را فرفيزى خوانند گزندگى جانوران را نافع است گويند عربى است .

حومر -

به ضم اول و فتح ميم و سكون ثانى و راى قرشت تمر هندى را گويند و آن را خرماى هندى نيز خوانند .

بيان سيزدهم در خاى بىنقطه با ياى حطى مشتمل بر پنج لغت و كنايت

حيرى -

به كسر اول بر وزن پيرى ايوان و طاق و رواق را گويند و به اين معنى با خاى نقطه‌دار هم به نظر آمده است .

حيز -

به كسر اول و سكون ثانى و زاى نقطه‌دار نامرد