بيان دوازدهم در حاى بىنقطه با واو مشتمل بر هفده لغت و كنايت
حوارى -
به فتح اول بر وزن بهارى آرد ميده دوباره بيخته را گويند .
حوجم -
به فتح اول و جيم و سكون ثانى و ميم گل سرخ را گويند بر بالاى آن نشستن و خوابيدن قطع شهوت كند و قوت باه بر طرف شود .
حوراسفند -
به فتح اول و سكون ثانى و راى قرشت و كسر همزه و سكون سين بىنقطه و فاى مفتوح به نون و دال زده رستنى باشد كه آن را بستانافروز گويند .
حوران -
بر وزن دوران به لغت رومى طرخون را گويند و آن سبزى باشد كه خوردن آن ذائقه را ببرد و قطع شهوت باه كند .
حور رومى -
به فتح اول درختى است كه صمغ آن كاه ربا باشد برگ آن را با سركه به مصروع دهند شفا يابد .
حور زبانى ساز -
به ضم اول كنايه از تيغ و شمشير است .
حور هندى -
به فتح اول دانهايست مانند دوقو گرم و خشك است در سيم حيض را براند .
حوصله -
به فتح اول و صاد به عربى چينهدان مرغان را گويند و كنايه از تاب و تحمل و برداشت هم هست .
حوض آب -
معروف است و كنايه از برج حوت هم هست كه برج دوازدهم فلك باشد و آسمان را نيز گويند .
حوض ترسا -
حوضى را گويند كه در آن انگور بريزند و لگد كنند تا شيرهء آن برآيد .
حوضك -
مصغر حوض باشد و حوض كوچك را نيز گويند و طاس بزرگ را هم گفتهاند .
حوض ماهى -
كنايه از برج حوت است .
حوض نعمان -
حوض و تالابى بوده پر از آب شور و تلخ گويند كه در زمان ظهور سرور كاينات صلوات اللّه عليه آن آب شيرين شد و نيز گويند نام آن بركه نيسان بود چون حضرت رسالت بر سر آن بركه رسيدند حوض نعمان نام كردند .
حوفران -
با فا و راى قرشت بر وزن همزبان به لغت رومى طرخون را گويند و آن سبزى است معروف .
حوك -
به فتح اول و سكون ثانى و كاف نوعى از ريحان كوهى است كه آن را بادروج گويند .
حومانه -
با نون بر وزن جودانه رستنى باشد قد آن يك گز و شاخهاى آن باريك و سياه مىباشد و گل آن را فرفيزى خوانند گزندگى جانوران را نافع است گويند عربى است .
حومر -
به ضم اول و فتح ميم و سكون ثانى و راى قرشت تمر هندى را گويند و آن را خرماى هندى نيز خوانند .
بيان سيزدهم در خاى بىنقطه با ياى حطى مشتمل بر پنج لغت و كنايت
حيرى -
به كسر اول بر وزن پيرى ايوان و طاق و رواق را گويند و به اين معنى با خاى نقطهدار هم به نظر آمده است .
حيز -
به كسر اول و سكون ثانى و زاى نقطهدار نامرد