تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

گفتار هفتم از كتاب برهان قاطع در حرف حاى بىنقطه با حروف تهجى مبتنى بر سيزده بيان و محتوى بر يك‌صد و هفده لغت و كنايت

بيان اول در حاى بىنقطه به الف مشتمل بر هفت لغت و كنايت

حاج -

با اول به الف كشيده به جيم زده نام خارى است كه شتر آن را به رغبت تمام خورد و ترنجبين از آن حاصل مىشود و شكوفه آن علاج بواسير كند .

حاجب‌بار -

كنايه از جبرئيل عليه السلام است .

حاجتومند -

به فتح ثالث به معنى محتاج و حاجتمند است .

حاشا -

با شين نقطه‌دار به الف كشيده نام دوائى است و آن نوعى از پودنه كوهى است و در عربى لفظى است كه آن را در مقام انكار استعمال كنند .

حالوما -

با لام به واو رسيده و ميم به الف كشيده رستنى باشد سرخ به سياهى مايل و آن را سرخ مرد مىگويند .

حالى -

بر وزن قالى به معنى همين زمان و اين دم باشد .

حامل وحى -

كنايه از جبرئيل عليه السلام است .

بيان دوم در حاى بىنقطه با باى ابجد مشتمل بر يازده لغت

حباقا -

با قاف بر وزن سراپا به لغت سريانى داروئى است كه آن را حندقوقى گويند و به فارسى اندقوقو گويند منافع بسيار دارد .

حبايل -

بر وزن قبايل شيطان زنان را گويند چنان كه ابليس شيطان مردان را .

حب سجستانى -

به كسر سين بىنقطه و جيم حب قاقله را گويند كه دانهء هيل باشد .

حبق -

بر وزن شفق پودنه را گويند و آن گرم و خشك است در سيم مرض داء الفيل را نافع است .

حبق ترنجانى -

به ضم تا و راى قرشت و سكون نون و جيم به الف كشيده و نون ديگر به تحتانى رسيده دوائى است كه آن را بادرنجبويه گويند و آن بالنگو است و به عربى بقلهء اترجيه خوانند .

حبق خراسانى -

تره خراسانى است و آن رستنى باشد ترش‌مزه و آن را ساق ترشك خوانند و به عربى بقله حامضه گويند .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 310 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )