گفتار هفتم از كتاب برهان قاطع در حرف حاى بىنقطه با حروف تهجى مبتنى بر سيزده بيان و محتوى بر يكصد و هفده لغت و كنايت
بيان اول در حاى بىنقطه به الف مشتمل بر هفت لغت و كنايت
حاج -
با اول به الف كشيده به جيم زده نام خارى است كه شتر آن را به رغبت تمام خورد و ترنجبين از آن حاصل مىشود و شكوفه آن علاج بواسير كند .
حاجببار -
كنايه از جبرئيل عليه السلام است .
حاجتومند -
به فتح ثالث به معنى محتاج و حاجتمند است .
حاشا -
با شين نقطهدار به الف كشيده نام دوائى است و آن نوعى از پودنه كوهى است و در عربى لفظى است كه آن را در مقام انكار استعمال كنند .
حالوما -
با لام به واو رسيده و ميم به الف كشيده رستنى باشد سرخ به سياهى مايل و آن را سرخ مرد مىگويند .
حالى -
بر وزن قالى به معنى همين زمان و اين دم باشد .
حامل وحى -
كنايه از جبرئيل عليه السلام است .
بيان دوم در حاى بىنقطه با باى ابجد مشتمل بر يازده لغت
حباقا -
با قاف بر وزن سراپا به لغت سريانى داروئى است كه آن را حندقوقى گويند و به فارسى اندقوقو گويند منافع بسيار دارد .
حبايل -
بر وزن قبايل شيطان زنان را گويند چنان كه ابليس شيطان مردان را .
حب سجستانى -
به كسر سين بىنقطه و جيم حب قاقله را گويند كه دانهء هيل باشد .
حبق -
بر وزن شفق پودنه را گويند و آن گرم و خشك است در سيم مرض داء الفيل را نافع است .
حبق ترنجانى -
به ضم تا و راى قرشت و سكون نون و جيم به الف كشيده و نون ديگر به تحتانى رسيده دوائى است كه آن را بادرنجبويه گويند و آن بالنگو است و به عربى بقلهء اترجيه خوانند .
حبق خراسانى -
تره خراسانى است و آن رستنى باشد ترشمزه و آن را ساق ترشك خوانند و به عربى بقله حامضه گويند .