تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

بيان هشتم در حاى بىنقطه با قاف مشتمل بر شش لغت و كنايت

حقگوى -

مرغ شب‌آويز را گويند و آن مرغكى است كه شبها خود را بر درخت از يك پاى سرنگون آويزد و فرياد كند چندان كه قطرهء خونى از حلق او بچكد و كنايه از مردم راست‌گوى و نفس الامرى هم هست .

حقه‌باز -

معروف است كه كنايه از مردم طرار و مكار و عيار باشد .

حقهء بىمغز -

كنايه از مرده دل بودن و اهل دل نبودن و نا اهل و خلل به هم رساننده باشد .

حقهء سبز -

كنايه از آسمان است .

حقه كاوس -

نام نوائى است از موسيقى و نام لحن ششم است از سى لحن باربد و آن را حقهء كالوس هم گفته‌اند كه به جاى واو لام باشد .

حقهء مينا -

كنايه از آسمان است .

بيان نهم در حاى بىنقطه با لام مشتمل بر هيجده لغت و كنايت

حلاحل -

با حاى بىنقطه بر وزن جلاجل نوعى از پياز صحرائى است .

حلال -

بر وزن كمال معروف است كه در مقابل حرام باشد و به معنى مصطكى هم آمده است و آن سنگى باشد كه علك رومى خوانند .

حلام -

بر وزن كلام بره و بچهء گوسفند را گويند و گويند عربى است .

حلبلاب -

به فتح اول و كسر ثانى و سكون باى ابجد و لام به الف كشيده و به باى ديگر زده به معنى لبلاب و عشقه است و آن گياهى باشد كه بر درختها پيچد .

حلبيب -

بر وزن ترتيب سورنجان هندى است سرد و خشك است در دويم و سيم .

حلحل -

با حاى حطى بر وزن فلفل به معنى حلاحل است كه نوعى از پياز صحرائى است .

حلزون -

با زاى هوز بر وزن مجنون نوعى از صدف باشد كه آن را بسوزند و در دواهاى چشم به كار برند گويند عربى است .

حلقچى -

بر وزن قهوه‌چى حلوائى است كه آن را زلبيا گويند و به عربى زلابيه خوانند .

حلقهء آبگون -

كنايه از آسمان است .

حلقه بر در زدن -

كنايه از طلب فتح باب كردن باشد .

حلقه بر سندان زدن -

به معنى حلقه بر در زدن است كه كنايه از طلب فتح باب كردن باشد .

حلقه به گوش -

كنايه از بنده و غلام و مطيع و فرمانبردارى باشد .

حلقهء دام -

دامى باشد كه از موى دم اسب سازند و بر سر راه كبك گذارند تا پاى او بر آن بند شود و روپاكى را نيز گويند كه آن را مانند دام بافته باشند .

حلقه در گوش -

به معنى حلقه به گوش است كه كنايه از غلام و مطيع و بنده و فرمان‌بردار باشد .

حلقه زدن -

كنايه از طلب كردن فتح باب باشد و طرف گردن را نيز گويند .

حلقهء سيمين -

كنايه از ماه شب چهاردهم است و يخى را نيز گويند كه در هواهاى سرد در حوضهاى مدور ببندد .

حليفه -

به ضم اول و فتح ثانى و سكون تحتانى و فاى مفتوح به عربى تخم دوائى است كه آن را به فارسى آهو دوستك خوانند .

حليمو -

به فتح اول و ثانى به تحتانى رسيده و ميم به