تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

حبق قرنفلى -

به فتح قاف و راى قرشت و ضم فا و لام به تحتانى رسيده فرنجمشك است كه بالنگوى خودرو باشد و عوام آن را بالنگوى گنده خوانند .

حبق كرمانى و حبق صعترى -

شاه اسفرم است كه ريحان باشد و آن را ضيمران هم گويند .

حبق نبطى -

به فتح نون و سكون باى ابجد و طاى حطى به تحتانى كشيده به لغت اهل شام نوعى از پودنه باغى باشد كه آن را حماحم نيز گويند .

حبن -

به فتح اول و سكون ثانى و نون رستنى باشد كه آن را خرزهره گويند و به عربى سم الحمار خوانند برگ آن به برگ بيد مانند است اگر حيوانات برگ آن را بخورند بميرند و به كسر اول هم گفته‌اند .

حبين -

بر وزن همين به معنى حبن است كه خرزهره باشد .

بيان سوم در حاى بىنقطه با جيم مشتمل بر نه لغت و كنايت

حجاز -

به كسر اول بر وزن نياز نام ولايتى است مشهور در عربستان و نام مقامى است از موسيقى .

حجت استوار -

كنايه از كتاب آسمانى است عموما و قرآن را گويند خصوصا .

حجر -

بر وزن قمر به اصطلاح ارباب كيميا جوهريست و هر كس از او به چيزى اشاره كرده است و لهذا از نظر غير در تتق خفا مانده است و به عربى سنگ را گويند .

حجر ارمنى -

دو نوع است يكى لاجوردى كه گاهى نقاشان به جاى لاجورد به كار برند و نوعى ديگر سرخ مىباشد و چون دست به روى مالى گوئى كه چرب است طبيعت آن گرم و خشك است در دويم گويند مسهل سود است .

حجر اسيوس -

يعنى سنگ شوره چه اسيوس به يونانى شوره را گويند و آن را نمك چينى خوانند .

حجر الكزك -

به فتح كاف و زاى نقطه‌دار سنگى است بسيار سفيد و آن را در ساحل بحر هند يابند گويند اگر نگين انگشترى از آن باشد هر كه در دست كند سحر به روى كارگر نشود و مهره‌اى كه از آن بر موى سر كشند موى دراز گردد و هر كه دارنده آن را ببيند دوست دارد .

حجر اناغاطس -

به فتح همزه و نون و غين نقطه‌دار به الف كشيده و طاى حطى مكسور به سين بىنقطه زده به لغت يونانى سنگى است كه چون آن را به آب بسايند مانند خون از آن بيرون آيد و چون با شير زنان در چشم چكانند ورم چشم و بسيارى آب آمدن را نافع باشد .

حجر لحاغيطوس -

به ضم لام و حاى بىنقطه به الف كشيده و غين نقطه‌دار به تحتانى رسيده و طاى حطى به واو كشيده و به سين بىنقطه‌زده به يونانى سنگى است سياه و بوى قير دهد و آن را از جانب شام آورند از جائى كه آن را در اين زمان وادى جهنم خوانند بخور آن مصروع را فايده دهد و گزندگان بگريزند .

حجل -

به فتح اول و ثانى و سكون لام كبك را گويند و آن پرنده‌ايست معروف كه گوشت آن را خورند .

بيان چهارم در حاى بىنقطه با راى قرشت مشتمل بر چهارده لغت و كنايت

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 311 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )