تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و بهشت باشد .

جير -

بر وزن و معنى زير است كه نشيب و پائين باشد و نوعى از پوست دباغت كرده هم هست كه از آن بند كارد و بند شمشير و بهله و امثال آن سازند .

جيره -

بر وزن زيره روزيانه باشد و آن چيزى بود از گندم و آرد و نان و امثال آن كه به جهت غلام و نوكر مقرر كنند .

جيزجنك -

با جيم و زاى هوز بر وزن خيززنگ چرمينه را گويند آن چيزى باشد مانند آلت تناسل كه از چرم ساخته باشند و زنان در وقت حاجت كار فرمايند و با راى قرشت هم آمده است .

جيستن -

با ثانى مجهول بر وزن زيستن برجستن و فروجستن باشد و به معنى انبانچهء پر زينت هم آمده است .

جيسنك -

به فتح اول و كسر سين بىنقطه و سكون ثانى و نون و كاف نام راى گجرات است و كسى پيش از او در هندوستان پادشاهى نكرده است و نام او در هندى جيسنكه بوده و فارسيان جيسنك خوانند .

جيغت -

به فتح اول و ضم غين نقطه‌دار و سكون ثانى و فوقانى ليف خرما را گويند .

جيغوت -

بر وزن فرتوت توبره و سبدى را گويند كه از ليف خرما بافند .

جيك جيك -

به كسر هر دو جيم و سكون هر دو تحتانى و كاف آواز اقسام جانوران و مرغان باشد .

جيل دارو -

معرب كيل‌دارو است و آن چوبى باشد سياه رنگ و چون بشكنند مغز آن فستقى بود منفعت آن بسيار است .

جين -

بر وزن كين صفات زشت را گويند و صوفيه تعبير از آن به نفس كنند .

جيناك -

با نون بر وزن بىباك جاى و مكان و مقام را گويند .

جينه‌ور -

بر وزن كينه‌ور پل صراط را گويند .

جيواد -

بر وزن فرهاد به معنى ورع است كه پرهيز كارى و كسر شهوت باشد .

جيوه -

بر وزن ميوه سيماب را گويند و به عربى زيبق خوانند طبيعت آن گرم باشد و بعضى گويند سرد و تر است در دويم شپش و كنه را بكشد جرب و حكه را نافع باشد تصعيد آن به اين طريق كنند كه بستانند سماب را و با نيم وزن آن قلعى داخل كنند و به وزن هر دو زاج سوخته و به وزن زاج خشت پخته و به وزن مجموع تلك بريان كرده كه آلوچهء كوهى باشد و همه را در صلايه انداخته با آب ترنج و آن ميوه‌ايست معروف ، بسايند تا نيك سائيده شود بعد از آن در ديگى نو كه به گل اندوده باشند كرده سر آن را محكم ببندند و آهسته آهسته آتش كنند تا بريان شود و همچنين تا هفت نوبت با آب ترنج بسايند و در ديگ كنند و بريان سازند بعد از آن در شيشه‌اى كه به گل حكمت اندوده باشند كنند و آتش نرم‌نرم مىكرده باشند تا تصعيد كند و همچنين تا سه مرتبه تصعيد كنند تا آن كه مانند دانه مرواريد سفيد گردد و آن سم قاتل است و به كارهاى ديگر نيز آيد .