گفتار چهارم در حرف ثاى مثلثه محتوى بر دوازده لغت
ث
ثادق -
با دال ابجد بر وزن عاشق نام اسبى است .
ثافيسا -
با فا و سين بىنقطه بر وزن نابينا به لغت سريانى صمغ درخت سداب كوهى است و بعضى گويند صمغ سداب صحرائى است منضج و مسهل باشد .
ثالسقيس -
با اول به الف كشيده و كسر و فتح لام هر دو آمده است و سكون سين بىنقطه و قاف به تحتانى رسيده و به سين ديگر زده به يونانى تخمى است كه آن را به فارسى سپندان گويند چون دود كنند جميع گزندگان بگريزند و بر گزندگى عقرب مالند نافع باشد .
ثامر -
با ميم بر وزن شاطر به عربى غلهايست كه آن را لوبيا خوانند آبى كه آن را در آن پخته باشند حيض و بول را براند .
ثغ -
به ضم اول و سكون غين نقطهدار به فارسى بت را گويند كه عربان صنم خوانند .
ثغارير -
با راى بىنقطه بر وزن بواسير دستنبوى را گويند و به لغت اهل شام شمام خوانند و آن نوعى از خربزه كوچك است در نهايت خوش خط و خالى و خوشبوئى بوئيدن آن دماغ را گرم كند و سده بگشايد .
ثفاء -
به ضم اول و فاى به الف كشيده و همزه با دو ضمه به عربى داروئى است كه آن را خردل سفيد گويند كه تخم سپندان باشد و آن تخم ترهتيزك است استرخاى جميع اعضاء را نافع است .
ثلثان -
با ثاى مثلثه بر وزن سلطان به سريانى دوائى است كه آن را به فارسى سگ انگور و به عربى عنب الثعلب خوانند غرغره كردن با آب آن ورم زبان را نافع باشد و خوردن آن قطع احتلام كند و در عربى دو حصه از سه حصه باشد .
ثلج چينى -
يعنى نمك چينى و آن سنگى است سفيد كه به جهت جلاى چشم در سرمه به كار برند و بعضى گويند شوره است .
ثومس -
بر وزن پوشش به سريانى نوعى از پودنه كوهى است و آن گلهاى كوچك بسيار دارد و به سرخى مايل است و آن را به عربى سعتر الحمام خوانند .