تيمسار -
با سين بىنقطه بر وزن پيشكار كلمهايست كه آن را به عربى حضرت مىگويند .
تيمناك -
با نون به الف كشيده و به كافزده به معنى مواسات باشد و آن معاونت ياران و دوستان و مستحقين كردن است .
تيموك -
با اول به ثانى رسيده و ثالث به واو كشيده و به كافزده به معنى عبوس است كه آن ترشروئى كردن و اظهار كراهيت نمودن باشد .
تين -
بر وزن سين به زبان زند و پازند انجير را گويند و آن ميوهايست معروف و در عربى نيز همين نام دارد .
تينا -
به كسر اول بر وزن مينا به لغت زند و پازند گل را گويند و به عربى طين خوانند .
تيناب -
بر وزن سيماب آنچه در خواب ديده مىشود و به عربى رؤيا خوانند .
تينه -
بر وزن كينه آب دهن را گويند .
تيو -
با ثانى مجهول بر وزن ديو تاب و طاقت و توانائى باشد و به معنى يعنى هم آمده است كه به عربى أى گويند .
تيواز -
بر وزن شيراز به معنى دسارت باشد و آن اكتساب از راه ناپسنديده است .
تيواى -
بر وزن سيماى به معنى تهور باشد و آن بىپروائى و بىتحاشى بر كارى دويدن بود .
تيور -
به فتح اول بر وزن صبور مرغى است شبيه به طاوس ماده و به عربى شفنين خوانند و شفانين هم گويند .
تيورك -
به كسر اول بر وزن پيرسك به معنى رشك و حسد باشد و آن رنجور بودن به خوشى خلايق است و خواهش آن داشتن كه به غير از او ديگرى خوشحال نباشد .
تيوسول -
با سين بىنقطه بر وزن پير غول به معنى شماتت باشد و آن به مصيبت و آزار مردم خوشحال شدن است .
تيهو -
با ها بر وزن ليمو پرندهايست شبيه به كبك ليكن از كبك كوچكتر است و معرب آن تيهوج با زيادتى جيم و جائى را نيز گويند در صحرا آب در آن جمع شود و عرب غدير خوانند .