تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
است .

تيزى باخزر -

با باى به الف كشيده و فتح خاى نقطه‌دار و سكون راى بىنقطه و زاى هوز نام پرده‌ايست از موسيقى .

تيزى راست -

با راى بىنقطه به الف كشيده و به سين سعفض و تاى قرشت زده نام نغمه‌ايست از موسيقى و آن را گردانيه نيز خوانند و آن از جمله شش آوازه است كه سلمك و شهناز و كردانيه و گوشت و مايه و نوروز باشد .

تيشه بر پاى خود زدن -

كنايه از بر هم زدن و ضايع كردن كار و بار خود است .

تيشه به سوى خود زدن -

كنايه از حريص و طامع بودن و حرص و شره و طمع باشد .

تيشه فرهاد تيز كردن -

كنايه از شروع در عشق و عاشقى كردن باشد .

تيغ -

بر وزن ميخ شمشير و استره حمام و سر تراش را گويند و بلندى كوه را نيز گفته‌اند و هر چيز بلند و راست ايستاده بود و فروغ و روشنى آفتاب و ماه و آتش و امثال آن باشد و جوهر فولاد را نيز گويند .

تيغ افراسياب -

كنايه از خط شعاعى باشد كه از تابش آفتاب يا آتش يا چراغ در پياله افتد .

تيغال -

بر وزن قيفال آشيان جانوران را گويند و به اين معنى به جاى حرف ثالث خاى نقطه‌دار هم به نظر آمده است و چيزى است دوائى شبيه به نمك و همچو ترنجبين بر خار مىبندد و بعضى گويند آشيان گرمى است كه بر بوته خار مىسازد و در آن حلاوتى به اندك عفوصتى هست و به عربى سكر العشر خوانند و بعضى گويند سكر العشر صمغى است كه از درخت عشر بر مىآيد .

تيغ خورشيد -

كنايه از طلوع آفتاب و خطوط شعاعى اوست .

تيغ دو دستى زدن -

كنايه از جنگ كردن صعب و چيزى بسيار از مردم گرفتن باشد و تيغ و شمشير دراز كار فرمودن را نيز گويند يعنى به مقدار دو دست .

تيغ زدن -

به فتح زاى هوز و سكون نون معروف است و نام روز سيزدهم از ماه‌هاى ملكى باشد .

تيغ زدن آسمان -

كنايه از صبح صادق و آفتاب و كوكب مريخ باشد .

تيغ ستم -

كنايه از رونق ظلم و رواج تعدى باشد .

تيغ سحر -

كنايه است از آه سحرى كه از روى درد باشد و دعاى صبحگاهى را نيز گويند و روشنائى صبح صادق و صبح كاذب را نيز گفته‌اند .

تيغ شدن -

به معنى روبرو شدن باشد .

تيغ گوشتين -

كنايه از زبان است كه عرب لسان گويند .

تيغ‌كوه -

بلندى كوه را گويند يعنى جائى كه از آن بلندتر نباشد .

تيغ نطق -

كنايه از زبان فصيح باشد .

تيف -

بر وزن ليف به زبان گيلان خس و خار و خلاشه را گويند .

تيف گنج -

به فتح كاف فارسى و سكون نون و جيم نام نوائى است از موسيقى و با زيادتى الف نيز به نظر آمده است كه تيفا گنج باشد .

تيكوز -

با كاف و واو مجهول بر وزن ديروز كشك و قروت را گويند .

تيل -

بر وزن فيل به معنى نقطه است و خال را نيز گويند .

تيلا -

به كسر اول و سكون ثانى و لام الف چنبر رسن تابى را گويند و به فتح اول جعل منقش پرخط و خال .

تيليك -

به كسر اول و ثالث و سكون ثانى و تحتانى و كاف جامهء پيشواز آستين كوتاه را گويند .

تيم -

بر وزن ميم كاروان‌سراى بزرگ را گويند چه تيمچه كاروان سراى كوچك است .

تيما -

بر وزن سيما دشت و بيابان را گويند .

تيمار -

بر وزن بيمار خدمت و غمخوارى و محافظت كردن كسى را كه بيمار بود و يا به بليتى گرفتار شده باشد و به معنى نگاهداشتن و محافظت نمودن و غمخوارى و فكر و انديشه كردن هم آمده است و آن را تيمار با زيادتىها نيز خوانند .

تيماس -

بر وزن ريواس بيشه و نيستان و جنگل را گويند و به عربى اجم خوانند .

تيماو -

به سكون واو به معنى بلادت باشد و آن تعطيل قوت نفس ناطقه است بىآنكه تقصيرى در خلقت آن شده باشد .
فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 260 | محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )