است كه به ضم اول و فتح ثالث باشد .
تروهيده -
به فتح اول و هاى هوز مكسور بر وزن صبوحيده به معنى اندوخته و آميخته باشد و به كسر اول هم درست است .
تره -
به فتح اول و تخفيف ثانى دندانهاى كليد را گويند و گياه تيزى را نيز گفتهاند كه بر سرهاى دانهاى جو و گندم در خوشه مىباشد و به اين دو معنى با زاى فارسى هم آمده است و با تشديد ثانى هر سبزى كه با طعام خورند عموما و گندنا را گويند خصوصا و به اين معنى به تخفيف ثانى هم درست است .
ترهات -
به ضم اول و فتح تشديد ثانى بر وزن امهات به معنى بيهوده و هرزه و خرافات و مهملات باشد گويند عربى است .
تره تندك -
تره تيزك را گويند و آن سبزى باشد كه به عربى جرجير خوانند .
تره خراسانى -
رستنى باشد ترش مزه و آن را در خراسان ساق ترشك خوانند چه ساق آن بسيار ترش مىباشد و در عربى بقلهء حامضه گويند سرد و خشك است و قابض .
ترهء شير -
با شين نقطهدار و ياى حطى و راى بىنقطه ترهاى باشد شبيه به ترخون ليكن به غايت تلخ است .
تره گربه -
بادرنجبويه است و گربه را به اين تره محبت بسيار است .
تره ميره -
به كسر ميم و سكون تحتانى و فتح راى بىنقطه سبزى و ترهايست كه آن را ايهقان خوانند و آن خردل صحرائى است .
ترهنده -
بر وزن شرمنده هر چيز آراسته و باطراوت را گويند .
ترى -
به فتح اول بر وزن كرى رطوبت را گويند و با تحتانى مجهول ديوار بسيار بلند و سدى كه در پيش چيزى بكشند .
ترياق فارسى -
پازهر را گويند و به عربى حجر التيس خوانند .
ترياق تركى -
موميايى را گويند و آن انسانى و كانى هر دو مىباشد .
ترياق روستائى -
سير برادر پياز را گويند و به عربى ثورولوم خوانند .
ترياك -
به فتح اول بر وزن افلاك پازهر را گويند و معرب آن ترياق است و افيون را نيز ترياك خوانند چه ترياكى افيونى است و به كسر اول هم آمده است .
تريان -
به كسر اول بر وزن گريان طبق چوبين باشد و طبقى را نيز گويند كه از شاخ بيد بافند و به فتح اول بر وزن مرجان هم گفتهاند .
تريت -
به فتح اول و كسر ثانى و سكون تحتانى و فوقانى ريزه كردن نان باشد در ميان دوغ و شير و شربت و آب گوشت و مانند آن .
تريد -
با دال بر وزن و معنى تريت است كه ريزه كردن نان باشد در شير و دوغ و غيره و آن را به عربى ثريد گويند با ثاى مثلثه .
تريدن -
به فتح اول بر وزن و معنى كشيدن و بيرون آوردن باشد و به ضم اول به معنى رميدن و به معنى اول با زاى نقطهدار هم آمده است .
ترير -
بر وزن سرير ترساننده را گويند و به عربى تذير خوانند با نون و دال نقطهدار .
تريز -
به كسر اول و ثانى و سكون تحتانى مجهول و زاى نقطهدار شاخ جامه و قبا را گويند و آن دو مثلث باشد از دو طرف دامن جامه و بال و پر مرغان را نيز گفتهاند .
ترينان -
با نون بر وزن نريمان طبق پهن چوبين باشد و طبق و سبد پهنى را گويند كه از شاخهاى باريك چوب بيد ببافند و به كسر تحتانى هم آمده است كه بر وزن سختيان باشد .
ترينه -
بر وزن قرينه نوعى از قاتق باشد كه مردم نامراد و فقير در آشهاى آرد كنند و طريق ساختنش آنست كه نان تنور نيم پخته را ريزه ريزه كرده با فلفل و زنجبيل و زيره و سياهدانه نيمكوفته و سبزيهاى ريزه كرده مانند شلغم و چغندر و گندنا و پودينه و امثال آن مجموع را در تغارى كنند و سركه و دوشاب بر بالاى آن ريزند و مشت بسيارى بزنند تا خوب خمير شود و در آفتاب نهند و همچنين تا چهل روز به اين دستور هر روز سركه و دوشاب بر آن ريزند و بر هم زنند و در آفتاب نهند تا به قوام آيد و بعد از چهل روز قرصها از آن سازند و خشك كنند و در وقت احتياج قرصى از آن در آب گرم اندازند تا نرم شود قاتق آش كنند و اقسام سبزيها را نيز گويند و طعامى باشد كه آن را با گوشت و گندم و سركه بپزند