تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
باشد .

پرمهر -

به كسر اول و سكون ثانى و فتح ميم و ها به معنى آخر پرمه است كه تاخير و كاهلى كردن در كارها باشد .

پرمى -

به ضم اول و سكون ثانى و فتح ثالث و سكون تحتانى نوعى از انگور باشد و به عربى انگور را عنب گويند .

پرميو -

به فتح اول و سكون ثانى و كسر ثالث و سكون تحتانى مجهول و واو مرضى باشد كه آن را عوام سوزاك خوانند ، چه به وقت بول كردن مجرى بول به سوزش در آيد و به عربى حرقة البول گويند .

پرن -

بر وزن چمن پروين را گويند و آن چند ستاره است يك جا جمع شده در كوهان تور و به عربى ثريا خوانندش و نام منزلى از منازل قمر هم هست و به معنى ديروز هم گفته‌اند كه روز گذشته باشد .

پرنا -

بر وزن رعنا ديباى منقش لطيف و نازك را گويند .

پرناك -

به ضم اول و سكون ثانى و نون به الف كشيده و به كاف زده آدم جوان و اول عمر را گويند و نام طايفه‌اى هم هست از تركان .

پرنج -

به فتح اول و ثانى و سكون نون و جيم غله‌اى باشد شبيه به گندم ليكن از گندم باريكتر و ضعيف‌تر است .

پرند -

بر وزن كمند بافته ابريشمى و حرير ساده را گويند و پرنيان منقش را نيز گفته‌اند و به معنى زين‌پوش هم آمده است و به معنى پروين هم هست كه ستاره‌هاى كوهان ثور باشد و تيغ و شمشير و جوهر تيغ و شمشير و امثال آن را نيز گويند و به معنى خيار صحرائى هم هست و مرغ و فريز را هم گفته‌اند و آن سبزهء نورسته باشد كه دواب آن را به رغبت تمام خورند .

پرنداخ -

به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و دال بىنقطه به الف كشيده و به خاى نقطه‌دار زده تيماج و سختيان را گويند .

پرنداور -

به فتح اول و واو بر وزن حسن ساغر تيغ و شمشير جوهردار را گويند .

پرندك -

به فتح اول و ثانى و رابع و سكون ثالث و كاف پشته و كوه كوچك را گويند كه در ميان صحرا واقع شده است .

پرندوار -

به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و رابع و واو به الف كشيده و به راى بىنقطه‌زده به معنى شب روز گذشته باشد كه پرى شب است و آن را به عربى بارحة الاولى خوانند .

پرندرش -

با واو مجهول بر وزن كفن‌پوش به معنى پرندوار است كه شب روز گذشته باشد يعنى پريشب چه شب گذشته را دوش مىگويند و به عربى بارحة الاولى خوانند يعنى پيش از دوش چه بارحه به معنى دوش است و اولى به معنى پيش .

پرندين -

بر وزن نمدزين هر چيز كه از حرير سازند .

پرنك -

به كسر اول و فتح ثانى و سكون نون و كاف فارسى فروغ و برق شمشير و تيغ جوهردار را گويند و به عربى فرند خوانند به كسر فا و را و سكون نون و دال ابجد و به كسر اول و ثانى برنج را و آن نوعى از فلزات باشد .

پرنو -

بر وزن بدگو ديباى منقش در نهايت نزاكت و لطافت را گويند .

پرنون -

بر وزن گردون به معنى پرنو است كه ديباى منقش بسيار لطيف باشد .

پر نهادن -

كنايه از بيرون كردن باشد كسى را از جائى و دفع نمودن و آواره ساختن و از سر خود به لطايف الحيل وا كردن .

پرنيان -

بر وزن سختيان حرير و ديباى چينى منقش در نهايت لطافت و نزاكت را گويند و بعضى با باى ابجد آورده‌اند و گفته‌اند پوششى بوده كه پادشاهان قديم آن را به فال نيك داشتندى و در روزهاى جشن پوشيدندى و گفتندى كه اين را جبرئيل از بهشت آورده است و بعضى گويند جامه رزم رستم زال بوده كه از پوست پلنگ دوخته بوده‌اند و شكل صد در صدى در آن مرقوم شده بوده است .

پرنيان خوى -

كنايه از خوشدل و نرم دل و خوشحال و خوش‌خوى و نرم خوى و صاحبدل باشد .

پرنيخ -

بر وزن زرنيح تخته سنگ را گويند يعنى سنگ مسطح هموار .

پرو -

به فتح اول و سكون ثانى و واو به معنى پروين