تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
بىشرمى و بىروئى كردن باشد .

پرده چغانه -

به فتح جيم فارسى و غين نقطه‌دار به الف كشيده و نون مفتوح نام پرده‌ايست از موسيقى .

پرده خرم -

به ضم خاى نقطه‌دار و فتح راى بىنقطه مشدد و سكون ميم نام پرده‌ايست از موسيقى .

پردهء خماهن -

كنايه از آسمان است و خماهن سنگ تيره‌رنگ سخت را گويند .

پرده‌دار فلك -

كنايه از ماه است كه قمر باشد .

پردهء دخاپى -

كنايه از شب تيره و تاريك باشد .

پرده دير سال -

نام پرده‌ايست از موسيقى و كنايه از آسمان هم هست .

پردهء زجاجى -

كنايه از آسمان است و كنايه از شب تاريك و ابر سياه نيز هست .

پردهء زنبور -

نام پرده‌ايست از موسيقى .

پردهء زنبورى -

كنايه از آسمان است .

پرده شناسان -

مطربان و نوازندگان را گويند و كنايه از عارفان و صاحبان فهم و فراست هم هست .

پردهء عيسى گراى -

كنايه از آسمان چهارم است .

پرده قمرى -

به ضم قاف نام پرده‌ايست از موسيقى .

پردهء مكدر -

به تشديد دال ابجد كنايه از حجاب شيطانى و نفوس شريره انسانى است و فارسيان ارواح شريره را پردهء اهريمنى و پردهء مكدر خوانند .

پرده‌نشين -

مستوره و خلوت‌نشين باشد و مردم گيلان سرحد نشينانى را گويند كه در تحت فرمان سپه سالاران باشد .

پرده‌نشينان بار -

كنايه از خلوت‌نشينان و محرمان اسرار و اولياى مستور و ملايكه آسمان باشد .

پردهء نيلگون -

كنايه از آسمان است .

پرده هفت رنگ -

كنايه از هفت آسمان باشد چه هر كدام به رنگى است چنانچه صاحب كعب الاخبار از تورات نقل مىكند كه آسمان اول از سنگ خاراست و دويم از فولاد و سيم از مس و چهارم از نقره و پنجم از طلا و ششم از زبرجد و هفتم از ياقوت اللّه اعلم و هفت طبقهء زمين و دنيا و عالم را نيز گويند .

پردهء ياقوت -

نام پرده‌ايست از موسيقى .

پرز -

به ضم اول و سكون ثانى و زاى نقطه‌دار آن باشد كه بر روى سقرلات و ديگر پشمينها بعد از پوشيدن به هم رسد و آنچه زنان به خود برگيرند و ليقهء دوات را نيز گويند .

پرژك -

با زاى فارسى بر وزن مردك به معنى گريستن و گريه نمودن باشد .

پرزه -

بر وزن هرزه شياف را گويند كه عوام شاف خوانند و به ضم اول پرزى كه بر روى سقرلات و جامه ابريشمينه و امثال آن به هم مىرسد .

پرزيوند -

به فتح اول و سكون ثانى و ثالث به تحتانى رسيده و واو مفتوح به نون و دال ابجد زده به معنى صريح باشد كه در مقابل رمز و ايما است .

پرس -

به فتح اول بر وزن درس پرده را گويند كه بر روى چيزها پوشند و از جاها آويزند .

پرسا -

به ضم اول و سكون ثانى و سين بىنقطه به الف كشيده خبر گيرنده و پرسنده را گويند .

پرست -

به فتح اول و ثانى بر وزن الست پرستنده و پرستار باشد و شخصى را نيز گويند كه در وهم و پندار خود يعنى در فكر و خيال خود مانده باشد .

پرستار -

بر وزن طلبكار غلام و كنيز و خدمتكار و خادم و فرمانبردار و مطيع و منقاد باشد و طاعت و عبادت كننده را نيز گويند .

پرستاران خيال -

كنايه از شعرا و صاحبان نظم و نثر باشد .

پرستش -

به كسر رابع و سكون شين قرشت طاعت و عبادت را گويند و خدمتكارى و بيماردارى را نيز گفته‌اند كه خدمت بيمار كردن باشد .

پرستك -

به كسر اول و ثانى و سكون ثالث و ضم رابع و كاف ساكن نام پرنده‌ايست كه پشت و دم او سياه و سينه‌اش سفيد و منقارش سرخ مىباشد و در سقف خانها آشيان مىكند و او را به عربى خطاف مىگويند .

پرستنده خيال -

كنايه از شاعر و منشى باشد و پرسندهء خيال هم آمده است كه به حذف فوقانى باشد .

پرستو -

به كسر اول و ثانى و سكون ثالث و ضم فوقانى و واو ساكن به معنى پرستك است كه خطاف باشد و بعضى گويند پرستو و طواط است كه آن