و بهترين لباس در اوايل اين فصل سنجاب است ؛ به جهت اينكه گرمى آن اندك است و همچنين جامههاى پنبهدار كه پنبه آن اندك باشد .
بالجمله هرگاه مناسبات و منافيات فصولات اربعه را از هر مقوله بخواهم بيان كنم مثنوى هفتاد من كاغذ شود و اين مختصر رساله محل گنجايش آن « 1 » نيست بلكه كتابها و دفترها كفايت نمىكند . تعيين جزئيات ، جزا فجزا موقوف به تعيين طبيب حاذق است و از مقولهء كتب خارج است .
اما فصل صيف : كه تابستان باشد مزاج اين فصل گرم و خشك است مثل مزاج صفرا به سبب مسامته شمس به سمت الرأس و انعكاس اشعه و ارتفاع ابخره و تحليل رطوبات و قلت وقوع نداوت به امطار و غيرها . اين در بلادى است كه در فصل صيف باران نبارد « 2 » . در صورت نزول باران مانند سواحل درياها از قبيل دار المرز گيلان و مازندران و امثال آنها تابستانها گرم و تر مىباشند به واسطهء ابخرهء دريا و كثرت باران .
و اين فصل موافق پيران و صاحبان مزاج سرد و تر و بلغمى است و لكن « 3 » موجب حدوث امراض صفراويه مثل غب و محرقه و عطش و كرب معدى « 4 » يا قلبى به سبب انصباب خلط صفرا و امثال اينها .
تدبير در اين فصل كه تابستان باشد آن است كه حافظين صحت مواظب تبريد و ترطيب شوند و تقليل در اغذيه و اشربه نمايند ؛ زيرا حرارت « 5 » اجواف و بواطن در اين فصل به سبب حرارت هوا ميل به سوى ظاهر بدن مىنمايد و گرمى چندان ندارد كه تواند از عهدهء هضم اغذيه غليظهء « 6 » قويه برآيد « 7 » لهذا قوّت هاضمه در اين فصل ضعيف
هامش
( 1 ) . ب : آنها
( 2 ) . ب : ببارد
( 3 ) . ب : و ليكن
( 4 ) . ب : + و
( 5 ) . الف : - حرارت
( 6 ) . ب : غليظ
( 7 ) . از اول پاراگراف تا اينجا در نسخه الف افعال به صورت جمع بود كه به علت تعداد زياد آنها در پاورقى آورده نشد .