نوال : عطا و بخشش
نوشدارو : انوشدارو ، ترياق ، پادزهر
نوم : خواب
نيره : ظروف سفالين
نيّرين : تثنيهء نيّر ، آفتاب و ماه ، بسيار نور كننده
نيمبرشت : نيمپخت
نيوش : شنيدن ، گوش كردن ، گوش فرا دادن ، درك كردن ، قبول كردن
و واثق : مطمئن ، اعتماد دارنده
وافر : بسيار
وافى : وفاكننده به عهد ، تمام ، كامل
وثن : بت ، صنم
وجع : درد ، رنجورى و دردمندى ،
Pain
وسخ : چرك و ريم
وقاع : درافتادن ، نزديكى كردن
وقايه : پناه چيزى
ه هايله : ترسناك
هريسه : غذايى است از گوشت و حبوبات .
امروزه اين طعام ، عبارت است از گندم و گوشت كه آنقدر بپزند به طورى كه به قوام عسل آيد و گندم و گوشت آن از يكديگر تميز داده نشود .
هزال : لاغرى
همّ و غمّ : اندوه ؛ غم كربى ( ر . ك كرب ) است كه در دل افتد به سبب مكروهى واقع شده ، در حالى كه همّ كربى است در انتظار وقوع مكروهى .
هموارى ( رياضت هموارى ) : نرمى ، ملايمت
هوامّ : جمع هامّه ، حشرات
ى يمين : سمت راست ، خلاف يسار
يورت : جا و مكان ، مسكن و منزل