آفتاب است به نقطه اول ميزان تا به رسيدن به « 1 » نقطهء آخر قوس ، و شتا رسيدن آفتاب است به اول نقطه از جدى و انتهاى سير آن تا نقطهء آخر حوت است .
و بالجمله دوازده برج را چهار قسمت نمودهاند كه هر قسمتى سه برج است و ذلك تقدير العزيز العليم .
بدان كه هر فصلى از اين فصول احداث امراضى چند مناسب طبع خود مىنمايد و زائل مىنمايد مضاد آن را ؛ زيرا شفاء به ضد و به دفع مادهء منافى صحت و به احداث كيفيت مخالف آن ماده است . اكنون مجملى از آن در بيان مزاج هريك از فصولات ذكر خواهد شد .
اما فصل ربيع : كه بهار باشد به حسب مزاج ، معتدل در كيفيات اربعه است كه حرارت و برودت و رطوبت و يبوست باشد به سبب اينكه آفتاب قريب به سمت الرأس مىرسد و به حد مسامته « 2 » نمىرسد كه به انعكاس آن در هوا ، گرمى و خشكى به هم رسد و با همهء سنها موافق است خصوصا با سن كهولت و صاحبان مزاج سرد و خشك و موجب حدوث دماميل و جراحات و بثور و خارش و جرب و اورام حلق و رمد و رعاف و تهيّج ماليخوليا « 3 » و صداع و نفث الدم و سونوخس و مطبقه است و بالجمله هر مرض مادى كه مادهء آن ساكن باشد در زمستان ، در اين فصل غليان و هيجان نمايد و نضج يافته مندفع گردد و حدوث اين امراض نه از جهت « 4 » ردائت فصل است بالذات ، بلكه بنا بر انضاج و دفع طبيعت و تقويت آن است و تنقيهء بدن و قلع مواد فاضله از آن .
و بعضى گمان نمودهاند كه مزاج آن گرم و تر است جهت حدوث امراض حارهء رطبه و قلع مواد فاضله از آن ، لهذا بر حافظين صحت از بابت تدبير حفظ الصحه و تقدم حفظ لازم است كه در اول فصل بهار قبل از اينكه اخلاطى كه در زمستان ساكن و منجمد
هامش
( 1 ) . ب : - به
( 2 ) . الف : مسامهء
( 3 ) . ب : تهبج و ماليخوليا
( 4 ) . ب : بابت