گوگرد و زيبق كه مفسد مزاج « 1 » قلب و روح است و ابخرهء كشتزارها از بقول و حبوب و گياههاى رديه مثل بادنجان و كلم و گندنا و جرجير و اشجار خبيثهء سمى مثل انجير و گردكان و بيدانجير و امثال اينها كه مفسد خلط و موحش روحند .
و تغييرات هوا يا طبيعى است و يا غير طبيعى . و غير طبيعى يا مضاد طبيعت است و يا نيست و تغييرات طبيعى تغييراتى است كه حاصل مىشود در هوا به سبب انتقال از فصلى به فصلى .
و فصول سنه چهارند : ربيع و صيف و خريف و شتا ؛ يعنى بهار و تابستان و پائيز و زمستان و ازمنه بدين فصول تقسيم مىيابند و به جهت اين فصول امتياز مىيابد « 2 » زمانى از زمان ديگر و اين فصول نزد اطبا ، غير فصول نزد منجّمين است ؛ زيرا كه ربيع نزد اطبا زمانى است كه نباشند مردم در بلاد معتدله محتاج به سوى « 3 » پوشش زياد به سبب « 4 » سردى هوا و نه محتاج باشند به سوى ترويح بسيارى به سبب گرمى هوا .
ابتداى آن سبزى و خرمى زمين است به روئيدن نباتات و برگ برآوردن اشجار و ظهور شكوفه . و خريف در مقابل آن است . صيف جميع زمان گرمى هوا است . شتا جميع زمان بارد .
و ربيع در نزد منجمين عبارت است از انتقال شمس به حركت خاصهء خود از آخر درجهء حوت به اول درجهء حمل و در آن سير نمايد تا آخر درجه جوزى « 5 » ، و صيف هنگام رسيدن آفتاب است به حركت خاصهء خود از آخر درجه جوزى به اول درجهء سرطان و سير نمودن در آن تا رسيدن به نقطهء آخر سنبله ، و خريف از ابتداى رسيدن
هامش
( 1 ) . ب : - مزاج
( 2 ) . ب : امتيازى بايد
( 3 ) . ب : - سوى
( 4 ) . ب : جهت
( 5 ) . در تمام موارد در نسخه ب جوزى به صورت جوزا نوشته شده است : مصحح .