تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حفظ الصحة ناصرى ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
تسمين : فربه كردن تسويد : سياه كردن ، كنايه از نوشتن تصانيف : جمع تصنيف ، آثار و نوشته‌ها تصدير : مقدّم گردانيدن ، افتتاح كردن به عبارتى تصعيد : اجزاى لطيف بعضى ادويه به تأييد آتش از ميان ديگ و غيره به سرپوش آن منجمد ساختن چنان كه نوشادر و كافور را كنند . تعب : مانده گرديدن ، رنج و ماندگى تفاريق : جمع تفريق ، پراكنده تفاهيه : بىمزه تفته : بسيار گرم شده و تافته تفتيت : شكستن و ريزه كردن تفتيح : گشادن و باز كردن تفرق اتصال : جدا شدن چيزى از ديگرى ( به بريدن يا گسستن و امثال آن ) تفه : بىمزه تقرّح : زخم شدن تقطير : قطره‌قطره چكيدن آب و جز آن و به اصطلاح كيميا جدا كردن به كمك حرارت مواد فرار جسمى را از مواد ثابت و غير فرار آن تقطير البول : چكه‌چكه و اندك و پيوسته آمدن ادرار توقلى ، تقلى : گوسفند شش‌ماهه تكثيف : سطبر گردانيدن ، غليظ گردانيدن تكدّر : تيرگى و كدورت ، چشم‌درد سبك تكدير خاطر : تشويش خاطر تليين : نرم كردن ، نرمى و آزادى شكم تمامت : همگى ، همه تمدّد : كشيده ، كشيده شدن تمر گجراتى : چاى مكه تمطّى : كش‌واكش ، كش آمدن تململ : بىآرامى كردن و گرديدن از جانبى به جانبى در بستر از بيمارى و اندوه ، بىآرام شدن در بستر تموّج : موج زدن آب تنبيه : بيدار كردن توابل : جمع تابل ، اشياء خشكى است كه در ديگ كنند جهت خوش‌طعمى غذا توفير : تفاوت ، فرق تون : شهرى است در خراسان نزديك قائن تهبّج : ورمى است كه هنگام لمس موضع ورم احساس نرمى شود . تهوّر : بىباكى كردن ث ثقبه : سوراخ كوچك ثقل : گرانى و سنگينى ثقيله : مؤنث ثقيل ، سنگين ، مقابل خفيف ثمن : يك‌هشتم ثوابت : جمع ثابته ، ستارگان آرميده ، خلاف سيارات . ازآن‌رو آنان را ثوابت گويند كه