تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حفظ الصحة ناصرى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
بساتين : جمع بستان به معنى باغ بسطام : شهرى در يك فرسخى شاهرود و مولد عارف مشهور بايزيد مىباشد . بعيد العهد بودن : ديرزمانى دور بودن بغضاء : عداوت سخت بقاع : جمع بقعه ، خانه‌ها ، سراها بقولات : جمع بقول ، تره‌بار بكسمات : نوعى از نان‌روغنى باشد كه روى آن را مربع مربع بريده بپزند . بلاغم : جمع بلغم بلديّت : بلد بودن ، اطلاع بليغ : كامل ، تمام بوارد : ترشى و حموضت و تيزى بورقى : منسوب به به ورق و بوره بهيمى : منسوب به بهيمه ، حيوانى بيضه : تخم پرندگان عموما و تخم‌مرغ خانگى خصوصا بىعديل : بىنظير پ پالوده : نام حلوائى كه از عسل و بادام و نشاسته درست كنند ؛ امروزه پالوده رشته‌هاى باريكى را گويند كه از نشاستهء پخته درست مىكنند . پشت مازه : گوشت دو جانب ستون فقرات ، راسته پياله : كاسهء خرد كه در آن شراب خورند و آن از شيشه و بلور بوده است ، جام ت تبلّد : كندى ذهن تتبع : تفحص و جستجو تثاؤب : دهان‌دره ، خميازه تجاويف : جمع تجويف ، كاواكها ، جوفها تجبّن : پنير شدن و يا مانند پنير منجمد شدن تجفيف : خشك كردن تحارب : با يكديگر جنگ كردن تحاور : با يكديگر سخن گفتن تحديد : حد چيزى پديد كردن تحيّر : سرگشته شدن ، در حيرت افتادن تخلخل : ضد تكاثف ، ازدياد حجم بدون آنكه به جوهر آن چيزى افزوده شود . تدهين : روغن‌مالى ، روغن ماليدن تذييل : آنچه پس از اتمام كتابى در تكميل يا توضيح آن بنويسند . ترطيب : تر كردن ترويح : باد زدن ، راحت دادن ترويق : پالودن و روشن و صاف كردن شراب و جز آن تزايد : افزون شدن ، مرحله‌اى از بيمارى كه علائم لحظه‌به‌لحظه شديدتر مىشود . تسافد : جماع كردن بهائم
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى ) — صفحة 289 | محمد كاظم گيلانى / رسول چوپانى