و ده سال است كه يافتهاند و الّا قبل از آن از روى آب مىگرفتند و هركس به وهم و خيال خود چيزى گفته و نوشتهاند .
و خواص اين نارجيل بسيار است . مختصر و يك قيراط او كه به روى سنگ سايند مقىّء قوى در رفع سم هوام و افعى و افيون و امثال آن مجرب و قوىتر از ترياق كبير . و ماليدن بر موضع گزيدهء عقرب و زنبور و هوام ، رافع ألم است در ساعت . مقدار شرب : به قدر يك برنج در هفته ، يك دو بار با گلاب بنوشند حافظ صحت و رافع لرز تبهاى مركبه و حميّات مختلطهء بارده . فالج و مفاصل را به قى رافع است به تكرار قى ما دامى كه خلط فاسد در بدن است مولّد قى خواهد شد ، چون در بدن خلطى نباشد قى نخواهد كرد « 1 » .
شاهبلوط : قسمى از بلوط است با « 2 » اندك حرارت و قبض ، و يبس آن كمتر از بلوط « 3 » است . غذائيت او غالب و با قوّت جاليه و مسمّن بدن و مولّد پيهء گرده و بو دادهء آن با اشربه « 4 » مبهى و مهيّج باه « 5 » و مقوى بدن و جهت دفع « 6 » سموم به غايت موثر .
امبرباريس و انبرنارس : به لغت بربرى ( ابزار ) « 7 » ، به فارسى زرشك . طبيعت آن سرد و خشك در سوم و با قوّت قابضه و ترياقيّه . منافع آن ، قاطع صفرا و مسكن تشنگى و حرارت معده و جگر و غليان خون و مقوى دل و جگر و معده حار و آب آن ، مانع غثيان و قى . و مضر مبرود المزاج بلغمى و سوداوى . مصلح آن در مبرود قرنفل و در غير آن شكر و شيرينيها .
هامش
( 1 ) . از اول پاراگراف تا اينجا در نسخه الف نيست : مصحح
( 2 ) . ب : به
( 3 ) . ب : شاهبلوط
( 4 ) . ب : اشربه آن
( 5 ) . ب : - باه
( 6 ) . الف : رفع
( 7 ) . مخزن الادويه