بندق : كه فندق نامند طبيعت آن گرم در آخر اول و خشك در اوايل آن . منافع آن « 1 » مبهى و مقوى امعاء خصوص معاء صائم و زيادكننده جوهر دماغ . مضر معده و مصلح آن ميبه .
جوز : به فارسى گردكان نامند . طبيعت آن در دوم ، گرم و در اول ، خشك و با رطوبت فضليه و تازهء آن را گرمى و يبوست كمتر و در رطوبت فضليه زياده . منافع آن بسيار لطيف و مليّن طبع و محلّل و مبهى و مانع « 2 » تخمه و مقوى اعضاء رئيسه خصوص دماغ و اكثار خوردن آن باعث اخراج حبّ القرع و موجب ورم لوزتين و بثور دهان خصوص در محرورين كه مضر ايشان است . مصلح آن مكيدن انار است و خوردن سكنجبين .
نارجيل : طبيعت مغز تازهء آن در وسط دوم ، گرم و در اول ، خشك و با رطوبت فضليه و طبيعت خشك آن در آخر دوم ، گرم و در اول دوم ، خشك . منافع آن مقوى حرارت غريزيه و مسمّن بدن و مولّد خلط صالح و مولّد منى و مسخن گرده و كمر مبرودين .
جرم آن مسدّد و ديرهضم . مصلح آن ، در مبرودين شكر و نبات ، در محرورين ميوههاى ترش و ليمو و هندوانه « 3 » .
نارجيل بحرى : به فارسى نارجيل دريايى نامند . ماهيت آن ، ثمر درختى است كه در جزيرهاى كه بر خط استواء به طول يك صد و بيست درجه واقع است ، مىشود و در جاى ديگر به هم نمىرسد . عرض دو انگشت و زياده هم ديده شده در هيأت اين ، و قريب به سيصد و يك سال مىشود كه پى به منفعت آن بردهاند و آن جزيره را سيصد
هامش
( 1 ) . ب : - منافع آن
( 2 ) . ب : نافع ؛ تحفه حكيم مؤمن : مانع
( 3 ) . از اول پاراگراف تا اينجا در نسخه ب نيست : مصحح