كردن آن در مزوّرات صاحب تب و امراض حاده « 1 » به غايت نافع ، خصوص در بلدان و فصول حاره . بالخاصيه مسقط اشتها و اكثار آن مورث تاريكى چشم . مصلح آن ، مصطكى و كرفس و نعناع .
بقلهء يمانيه : به فارسى سفيد مرز نامند . طبيعت آن در دوم ، سرد و تر . منافع آن ، مليّن طبع و مرطّب بدن و قليل الغذا و مطفى حرارت غريبه و مولّد خلط صالح « 2 » و مسكن تشنگى و سرفه حار و مضر مبرودين و قاطع باه .
بقله حامضه : به فارسى تره خراسانى نامند . منافع آن ، شكم بندد و مرّه صفرا را سودمند و اشتهاى طعام آورد و محرور المزاج را نافع و مبرود را مضر و عصب را نيز .
مصلح آن عسل .
كراث : به فارسى گندنا و به اصفهانى تره و طبيعت آن در سوم ، گرم و در دوم ، خشك . منافع : مفتّح و ملطّف و خوردن آن منقى قصبهء ريه و مفتّح سدّهء جگر و سپرز و رافع قولنج و مقوى باه . و بواسير را نافع و اكثار آن محرق خون .
نعنع : طبيعت آن در آخر دوم ، گرم و خشك و با رطوبت فضليه . منافع آن ، مفرّح و مقوى دل و مرقق خون غليظ و محلّل مواد بارده و خوردن دو سه شاخ آن با آب انار ترش ، مسكن فواق و غثيان و قى و هيضه و مشهّى و با سركه و ترشيها رافع ضرر آنها است به اعصاب ، و همچنين است با لبنيات . و لهذا در سكنجبينات و آبدوغ داخل مىنمايند و با پنير نيز مىخورند .
هامش
( 1 ) . ب : حاره
( 2 ) . ب : - صالح