منافع آن مليّن و مسكن بخارات حارهء يابسه و تشنگى و غليان دم و صفرا در امزجهء حاره ، معين باه و رافع بدبوئى دهان . مضر مرطوبين و مورث تبهاى مزمن هرچند بعد از يك ماه و يا « 1 » زياده باشد . مصلح آن عسل و مرباى زنجبيل ، و شفتالوى كاردى غليظتر و ديرهضم و چون هضم يابد كثير الغذا و مانع سيلان فضول به معده « 2 » .
[ ميوههاى زمستانى ]
اما ميوههاى زمستانى از مركبات او را انواع زياد « 3 » است و ذكر آنها به تفصيل در اين مختصر رساله مناسب نيست و لكن آنچه معروف است از قبيل نارنج و ليمو و نارنگى و اترج و پرتخال ، مجملا خواص و منافع آنها را ذكر مىنمايد .
اما نارنج : معرب نارنگ كه به فارسى است و ترش آن در آخر دوم ، سرد و در اول ، خشك و در ترش آن لزوجتى است كه موافق نزلات سينه و سرفهء حار است خصوص كه با پوست از ميان ، دو پاره « 4 » نموده و تخمهاى آن را برآورده قدرى نبات كوبيده بر اين پاشند و بر آتش گذارند كه دو سه جوش بخورد پس برداشته ، نيمگرم بمكند . و آشاميدن آب آن با شكر مسهل صفرا و مسكن حدّت آن و خون ، و مدر صفرا و رافع خمار و امراض حارهء صفراويه و شربت مطبوخ آن با شكر نيز « 5 » همين خاصيت دارد و ضرر نارنج به اعصاب كمتر از ساير حموضات است . و مضر عصب غير صحيح و اكثار آن « 6 » . مضعف جگر خصوص ناشتا و مصلح آن شكر و عسل .
هامش
( 1 ) . ب : - يا
( 2 ) . ب : - به معده
( 3 ) . ب : زياده .
( 4 ) . ب : - پاره
( 5 ) . ب : نيز با شكر
( 6 ) . الف : - آن