فائده سوم « 1 » در بيان بيض كه تخممرغ باشد
غذائيت تخم مجانس و مشاكل و مشابه گوشت است زيرا كه بهمنزله جزء حيوان است بلكه حيوانى است بالقوه . و بيان اين مطلب اين است كه سفيدى تخم از براى جوجه به منزلهء منى از براى جنين است در خلقت اعضاء اصليّه از او ، و زرده تخم مرغ « 2 » چون خون حيض در غذاى او . و چنانچه غذا در جنين از وسط به اطراف قسمت مىشود كه از جگر مادر به جگر جنين از راه ناف مىرود از آنجا به جميع اعضاء مىرسد همچنين زردهاى كه در وسط سفيده است به جهت تغذيه اعضاى جوجه به او مىرسد تا زرده فانى و او قوى گرديده بعد به جهت طلب غذا ، پوست را سوراخ نموده ، بيرون مىآيد كه اين ولادت او است .
بهترين تخم ، بزرگ مقدار آن است كه در همان روز از مرغ تولد كرده باشد زيرا كه حرارت هوا مفسد آن است و آنچه را كه مدتى بر آن گذشته باشد خصوص در جاى گرم باشد بسيار بد است و حفظ آن از فساد هوا ، در نمك گذاشتن است .
و طبيعت زردهء آن مركب القوى و مايل به گرمى تا آخر درجه اول و سفيدهء آن سرد و تر در دوم و پوست بيرون آن در اول دوم ، سرد و خشك است و پوست صفيق اندرون آن سرد و خشك در اول .
افعال و خواص آن : زرده تخممرغ نيم برشت آن صالح الكيموس كثير الغذاء ، قليل الفضول و مقوى دلودماغ و بدن ، مبهى و مقوى شخصى كه خون زياد از او دفع شده و يا ضعفى از فصد به هم رسانيده باشد و در زرده تخممرغ سه معنى جمع
هامش
( 1 ) . در هر دو نسخه « ششم » بود كه اصلاح شد : مصحح
( 2 ) . ب : - مرغ