فائده چهارم در بيان شير و آنچه از او به عمل مىآورند
[ آنچه به تخم نزديك است از اجزاء حيوان ، شير است كه خون متين قوى است كه اندك استحاله يافته و تنزل از مشابهت مزاج مادر به « 1 » مشابهت مزاج ولد كرده ، خلع صورت خونى از او شده [ است ] .
و قليل از شير را غذائيتش زياده و بسيار را تليين . و هر شيرى مركب از سه جوهر مختلف است : مائيت و جبنيّت و دسومت كه آب و پنير و چربى باشد كه هريك را مزاجى است مخصوص و طبيعت مطلقهء شير ، گرم در اول و تر در دوم و به حسب غلبه هريك بر ديگرى طبيعت آن در حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و اعتدال مختلف مىگردد و بر خاصيت و افعال نيز .
و حيوانى كه مدت حمل و ولادت آن قريب به مدت حمل « 2 » و ولادت انسان باشد انسب به تغذيه است از غير آن ، پس شير گاو كه مدت حمل آن نيز نه ماه است انسب براى تغذيه اطفال و غير ايشان ، از شير حيوانات ديگر و مايل به اعتدال است در امور و كيفيات مذكوره و بعد از آن شير بز و گوسفند كه بسيار غليظ است « 3 » و آنچه در نيستان و بيشه چرا مىنمايند رطوبت و مائيت شير او زياده است و شير حيوانى كه در كوهها چرا نمايد سبكتر است و از مطلق شير بدون قيد ، مراد شير گاو است و دهنيّت بر آن غالب و غليظتر شيرها است سواى شير گاوميش كه دهنيّت و غلظت آن زياده است و بهترين شير آن شير « 4 » گاو جوان ماده فربه صحيح المزاج خالى از امراض است كه در مرتع خوب چريده باشد و معتدل القوام سفيد صافى شيرين خالى از طعم و رايحه غريبه .
هامش
( 1 ) . ب : مزاج اصلى يا در
( 2 ) . ب : - حمل
( 3 ) . ب : - است
( 4 ) . الف : - آن شير