مقدم « 1 » آنكه عبارت از گردن و دست و سينه كه بهتر از مؤخر آن مانند ران و پشت و گرده است و گوشت طرف راست بهتر از جانب چپ است و جانب وحشى خشكتر و بطىء النزول است و انسى نرمتر و ارطب .
و مرتبهء اين گوشت در ميان گوشتهاى ساير حيوانات مثل گندم است در ميان حبوب در مشاكله و مناسبت به مزاج انسان . اين است كه مختار اكثر مردم است و اكثر اوقات گوارا است و آدمى از مداومت بر خوردن او متأذى نمىگردد چنانچه از غير او از گوشتهاى ديگر متأذى مىگردد و ديگر از خوبى او اين است كه صلاحيت دارد به جهت شوربا و كباب و به جهت بريان « 2 » و به جهت آبگوشت . و هر نوع طعامى از او ترتيب دهند نيكو و خوب است كه طبيعت از روى رغبت و ميل به او اقبال مىكند [ و ] از تكرار و تكثار آن به هيچ وجه متنفر نمىشود به خلاف ساير گوشتها كه اين چنين نيستند زيرا پارهاى صلاحيت به جهت طعامى دارند و به جهت طبخ ديگر خوب نيستند ، آن جهت جامعه در آنها نيست كه به همهء ادامها و طبخها توانند استعمال نمود و سرّ اين واضح است و ديگر اينكه به سبب حرارت و رطوبت از براى اصحاب سودا نافع است و منى را زياده « 3 » و تحريك باه مىكند .
و گوشت بز ششماهه و يك ساله : نزديك به گوشت گوسفند است اما غذائيت و حرارت و رطوبت گوشت گوسفند بيشتر است از بز ، و خون متولد از گوشت گوسفند متينتر و غليظتر و گرمتر از خون متولد از گوشت بز است و بدين جهت گوشت بز به اصحاب ابدان حاره و جمعى كه رياضت و تعب كمتر كشند موافقتر « 4 » است و از احداث امتلا و تبها دور تر .
هامش
( 1 ) . الف : - و مقدم
( 2 ) . ب : - به جهت بريان
( 3 ) . ب : زياد
( 4 ) . ب : موافق