هم كمال سفيدى را دارد اين است كه خبز الحوارى مىنامند و در روم و فرنگ اين نان را خوب ترتيب مىدهند و نان سوخارى « 1 » معروف از اقسام نان حوارى است .
و از جملهء نانها نان سنگك است كه خمير آن اندك فطير و رقيق مىباشد . آن را پهن نموده و بر روى ريگهاى گرم مىاندازند و ابازير مطلوبه به آن مىپاشند تا پخته و برشته گردد و اين نان و نان كماج و بكسمات مناسب امزجهء مرتاضين و صاحبان اعمال شاقه است .
شعير : ( به فتح شين و كسر عين مهمله و سكون ياء مثنا تحتانيه و راء مهمله ) به فارسى جو . ماهيت آن از حبوب معروفه است و بهترين او « 2 » ، آن است كه بزرگ و فربه و به وزن ، سنگين و سفيد و رسيده باشد و كهنه او كه يك سال « 3 » بر او گذشته باشد بسيار بد است . طبيعت [ آن ] در آخر اول سرد و خشك است و غذائيت جو كمتر از گندم است و از راه زيادتى برودت ، توليد نفخ و ريح بيشتر مىكند و اگر مقشر و نيمكوفته سازند و به آب بپزند يبس آن زايل مىشود « 4 » ؛ به سبب كسب رطوبتى كه از آب مىنمايد و خوردن نان آن مورث لاغرى بدن است خصوص به « 5 » جهت مرتاضين و كسانى كه مرتكب اعمال « 6 » شاقهاند .
و اقسام نان كه از گندم و جو مىسازند از ريختن شير و روغن و شيرينى « 7 » و پختن در تنور و تابه و ساج و فرن كه كوره سنگكى باشد ذكر آنها به تفصيل به اسامى كه دارد در اينجا مناسب نيست و آنچه متعارف و مشهور بود ذكر شد .
هامش
( 1 ) . ب : سوخوارى
( 2 ) . ب : آن
( 3 ) . الف و ب : يك ساله
( 4 ) . ب : - مىشود
( 5 ) . ب : - به
( 6 ) . ب : امور
( 7 ) . ب : شيرنى .