و گوشت بز ماده و نعجه كه گوشت ميش باشد و بز زايد از يك ساله : هيچيك خوب نيستند و گوشت كبش كه قوچ باشد بهترين اين سه است و به حسب « 1 » هضم و خون متولد از او ، از جميع بهتر است .
اما لحوم صيد : [ لحوم صيد ] از مواشى اگرچه تمامى ، مولّد خون سوداوىاند و خوب نيستند ، اما بهترين همه گوشت آهو است كه لذيذتر و نزديكتر به طبع انسان است و نسبت به گوشت گوسفند سبكتر و زود هضمتر است و گرم و خشك است و از گوشت بز اهلى خشكتر است چه جاى از گوسفند . بدين جهت به ابدان مرطوبين و مبرودين موافق است و جمعى را كه لاغر و مزاج ايشان خشك باشد مداومت بر آن نشايد و خشكى و لاغرى افزايد و اصلاح او آن است كه به روغن بريان كنند و گشنيز خشك بپاشند يا اولا در آب بپزند آنگاه به روغن مطنجن سازند .
اما گوشت حمار وحشى : كه گورخر باشد گرم و خشك است « 2 » در سوم و بسيار غليظ ، و خون را گرم سازد و خوردن گوشت فربهء او كه با ادويهء حاره خوشبو ساخته « 3 » باشند به درد مفاصل و رياح غليظه نافع است .
اما گوشت ايّل : كه به فارسى گوزن و گاو كوهى باشد طبيعت آن گرم و خشك در سوم . گوشت اقسام آن مولّد سودا و سريع الهضم و مدر بول و مقوى باه مبرودين . و بهتر آن است كه از گوشت آن اجتناب و دورى نمايند خصوص در هواى گرم و بعد از دوانيدن زياد ، آن را صيد كرده و ذبح نموده باشند به تخصيص كه آن حيوان تشنه باشد ؛ زيرا كه اكثر اوقات غذاى او مار است هرگاه مار را مىخورد به غايت تشنه
هامش
( 1 ) . ب : جهت
( 2 ) . الف : - است
( 3 ) . ب : كرده