فصل سوم در بيان ضرورت و تدبير حركت و . . .
در بيان ضرورت و تدبير حركت و سكون بدنى كه سوم ستهء ضروريه است و حركت عبارت از خروج ماده است از قوه به سوى فعل و سكون عبارت از باقى ماندن ماده است در حالت قوّهگى خود و يا بالفعليّت خود .
بدان كه بقاء بدن بدون غذا محال است چنان كه در مأكول بيان شد و غذائى كه تمامى آن جزو عضو گردد يافت نمىشود بلكه باقى مىماند از آن غذا در هضمى از هضوم چيزى غير از فضولى « 1 » كه طبيعت به بول و براز و عرق و آب بينى دفع مىكند و طبيعت به سبب عدم اهتمام به او به علت كمى ، متوجه دفع نمىگردد و اينقدر قليل هرگاه بماند به مرور ايام و طول زمان مجتمع مىگردد و در اين هنگام ضرر مىرساند به بدن به كيفيت خود ، به آنكه گرم مىگرداند بدن را اگر گرم باشد و يا سرد مىگرداند بدن را « 2 » اگر سرد باشد و يا به سبب اطفاء حرارت غريزيه ضرر مىرساند يا از راه زيادتى مقدار ، سبب سدّه و گرانى بدن و باعث امراض مزاجيه مانند سوء مزاج حارّ و بارد و تركيبيّه مانند سدّه و استرخاء و تشنج امتلائى و غيره مىشود « 3 » .
پس بنابراين مقدمات ، اين فضول را بايد اخراج نمود تا از شرّش ايمن شوند و اخراج اين فضول به ادويهء مسهله مناسب نيست به جهت اينكه اكثر اينها خالى از سميّت
هامش
( 1 ) . ب : فضول
( 2 ) . ب : - بدن را
( 3 ) . ب : شود