معين كرده است از آن قرار بايد ترتيب داد نه شراب مطلق عام بىمعنى كه هر عوام كالانعام مىگذارد و به جهت جهال و الواط ، پارهاى از ادويه مخدّره مثل بزر البنج و جوز ماثل و لفّاح و امثال اينها در آن ممزوج مىكند كه شاربين را مستى كاملى ببخشد و به سبب استغراق در سكر ، موجب مدح و خوبى آن شراب شود .
بالجمله مختصرا در آشاميدن شراب مراعات مزاج و سن و فصل و بلدان و وقت و زمان و تدبير سابق و نيكويى ترتيب به شرايطى كه در كليات كتب قوم مرقوم است و ملاحظه مكان كه وسيع و مرغوب و خوش آب و هوا و « 1 » معتدل و كنار آبهاى جارى و گلها و ميوههاى خوشبو و اسباب سرور و فرح و نغمات و مغنيان و محبوبان دلكش خوشالحان و عطريات و بخورات مطيب و رفيقان عاقل فهميده و صاحبان هوش و اخلاق حميده در آن جمع باشند . مجمل از اين شروط در رباعى عمر خيّام مندرج است .
رباعى :
گر بادهخورى تو با خردمندان خور * پس « 2 » با صنمى لالهرخى خندان خور
بسيار مخور و رد مكن فاش مساز « 3 » * اندك خور گهگاه خور و پنهان خور
و در مقدار شربت آن اختلاف بسيار است پارهاى اطبا وزنى به خصوص معين كردهاند و بعضى به نحو اطلاق معين كردهاند نقل قول « 4 » آنها طولى دارد و لكن تحقيق در اين باب اين است كه مقدار شربت آن به حسب امزجه است و « 5 » قوت معده و دماغ و شيخ الرئيس هم مقدار شربت را به حسب امزجه واگذاشتهاند و در محرور المزاج قدرى
هامش
( 1 ) . ب : - و
( 2 ) . ب : يا
( 3 ) . ب : بسيار مخور فاش مكن در دم ساز
( 4 ) . ب : نقل و قول
( 5 ) . ب : در