آن و تفتيح مسام و تكثير روح و تلطيف آن مىنمايد و به جهت اكثر امراض هم فوائد كلى دارد كه بر طبيب حاذق مخفى نيست .
اما منفعت نفسانى :
كه نفس از او بهره مىبرد و آن سرور و بسط نفس و تفريح قلب و تهيّج آرزوها و شجاعت نفس و سخاوت و ازالهء بخل و غم و فكر فاسد و حسن ظن و حسن خلق و ساير صفات نفسانى .
و بعد از بيان منافع جسمانى و نفسانى اتفاق كردهاند كه شرب شراب زياد به حدى كه به سكر و مستى برسد ضرر دارد جميع مردمان را و شرب كمى از آن نافع است نه جميع مردمان را بلكه صنفى دون صنفى نه جميع آن صنف را ، بلكه شخصى دون شخصى و مزاجى دون مزاجى و حالتى دون حالتى و وقتى دون وقتى و به مقدارى دون مقدارى و شرط كردهاند در اين هم شروطى « 1 » ديگر كه نادر است كسى بتواند وفا بدان شروط نمايد اگرچه جالينوس و بقراط در طب باشد زيرا كه هرگاه فردى از افراد انسان يافت بشود كه فارغ البال باشد ، عالم و مستحضر به قوانين و شرايط « 2 » شرب هم باشد و در مزاج و جبلت و فطرت او هم شراب موافق باشد وليك شرط آخرى را نمىتواند به عمل بياورد كه آن ، ضابط نفس خود بودن است كه اقتصار كند به مقدار خوراك و شرب آنكه نافع است از براى او ، و اين غير ممكن است ؛ زيرا كه در ماهيت شراب چيزى است كه قليل و كم آن مىكشاند به كثرت و زيادتى ، به سبب آنكه در اطعمه و اشربه چيزى نداريم كه اول مايتناولش اطيب و بهتر از آخر باشد مگر شراب . به درستى كه هر جرعه از آن تأخير بيفتد احداث مىكند در شارب آن لذتى و اشاره مىكند بر جرعه ديگر ، همچنين متواليا به علت شوق و شعف بر شرب آن ، مقدار وافرى از آن مىنوشد به حيثيتى كه فراموش مىكند مصالح بدن خود را از بابت امورات متعلقه به دين و دنيا .
هامش
( 1 ) . ب : شروط
( 2 ) . ب : - شرايط