ظرف را بر آنها بگذارند تا سرد گردد نه آنكه جرم آنها را « 1 » در آب اندازند كه كمال ردائت و بدى را دارد [ و ] از قبيل جمع ميانهء دو آب مختلف است .
اهل تجربه و تحقيق منع نمودهاند جمع آب خفيف لطيف و آب ثقيل و غليظ را مثل آب نهر « 2 » و آب چاه و آب باران و آبهائى كه از گداختن يخ و برف و تگرگ حاصل مىشوند در صورت امتزاج به آب « 3 » در حكم جمع آب لطيف و ثقيل است .
ظرف آب
و بهترين ظروف به جهت آشاميدن آب ، پياله و كاسه چينى و يا قدح سفالى صاف پاكيزه است كه سر آن مكشوف باشد كه آنچه در آن است ظاهر و نمايان گردد و اگر سفيد باشد بهتر « 4 » است كه ادنى چيزى كه در آن باشد آشكار گردد و بايد كه شكل آنچنان باشد كه قعر آن تنگ و دهن آن گشاده باشد كه آب كمى در آن گنجد و به نظر بسيار آيد تا نفس را از ملاحظه آن سيرى حاصل گردد و از خوردن آب كم سيراب شود . و آشاميدن آب در ظرف ذهبى و فضّى هرچند مقوى قلب است و لكن باعث خفقان است و در حديث و شرع نيز منع و تهديد از آن وارد شده .
وقت آشاميدن آب
بدان كه وقت آشاميدن آب بايد بعد از نزول غذا از فم معده باشد و بايد كه به يك نفس و به « 5 » سرعت تام آب ننوشند بلكه به تدريج انفاس اقلا به « 6 » سه نفس بياشامند و علاومت نزول غذا ، خفت اعالى بطن است و خوردن آب بعد از غذا و پيش از نزول غذا موجب نقصان هضم است چه سردى آب ، اطفاء حرارت معده كه معين بر هضم است
هامش
( 1 ) . الف : - را
( 2 ) . ب : بحر ؛ الف : نحر ؛ خلاصه الحكمه ج 2 ص 845 : نهر
( 3 ) . ب : + و
( 4 ) . ب : + آن
( 5 ) . ب : - به
( 6 ) . ب : اندر