بجوشانند « 1 » و حين جوش قدرى خاك پاك و چند پارچه پشم در او انداختن ، آنگاه پشم را برداشتن ، آب بهتر از اول حاصل مىگردد . اما آبهائى را كه در آن كيفيت بد باشد بدينطريق اصلاح نمايند : غليظ و تيره را مكررا صاف نموده از ظرفى به ظرفى ريزد يا به پارچهاى كه به نان خشك كوفته آلوده نموده باشند صاف نمايند بعد چند جوش داده بگذارند تا سرد و صاف گشته بنوشند .
اما طريق اصلاح آبشور و تلخ و تيره آن است كه كوزهاى از سفال گرفته مثل كوزههاى لطيف متخلخل نازك قم ، آب را در او ريخته ، آنچه به خارج ترشح كند شيرين است و قسمى از سماور گلينى از سمت فرنگان مىآورند كه به جهت تصفيهء آب عديل ندارد چون آب ناصاف كدر در آن ريزند ، آب صاف از آن ترشح نمايد در كمال لطافت و شيرينى .
طريقهء ديگر : نان خشك يا سويق گندم يا خاك پاك كوفته به آب مخلوط ساخته ، مكرر در پارچهاى صاف سازند يا آنكه آبشور و تلخ را در ديگ سنگى مىكنند و چند پارچه چوب بالاى آن مىگذارند و پشم زدهء پاك بر بالاى آن مىاندازد و مىجوشانند و « 2 » هر قدر پشم از بخار آب تر گرديد ، مىفشارند آب شيرين صاف حاصل شود در حين حاجت بنوشند و بعضى اوقات اصلاح آب تيره ناصاف به انداختن اندك زاج سفيد يا آرد نخود در آن مىكنند موجب تصفيه آب مىگردد .
و دفع ضرر آبهاى بد ، ممزوج ساختن به گلاب يا « 3 » اندك سركه و يا ربّ ميوههاى ترش مثل رب غوره و انار و به و سيب .
بالجمله بعد از دانستن اين مذكورات بدان كه اصلح آبها مر امزجهء معتدله را در حال صحت ، آب سرد معتدل المقدار است خواه آن برودت طبيعى باشد و خواه عرضى مثل برف و يخ و تگرگ و بهترين اقسام سرد نمودن آن است كه آب را در ظرفى نموده و
هامش
( 1 ) . الف : بجوشانيدن
( 2 ) . الف : - و
( 3 ) . ب : و با