بر آن بوزد تا موجب تلطيف آن شود و هرچه به خلاف اين اوصاف باشد مثل آب غديرهاى كوچك و گودالها و آب حوضها و آبانبارها و بركهها همه ثقيل و نفاخاند و موجب امراض رديهاند .
اما آب چاه و قنات « 1 » كه كاريز باشد ، آب اينها ثقيل و نفاخ و بطىء الانحدار و از آب غديرهاى وسيع خوب ، ثقيلتر و بهترين آب چاه ، چاهى است كه وسيع و عميق و بسيار آب است و همه آب از آن بكشند . و بهترين آب كاريز ، آبى است كه سرچشمه آن بعيد و بلند باشد و مجراى آن از طرف شمال يا مغرب باشد و آب آن شيرين و صاف و سبك و به سرعت جارى باشد و آنچه از اينها بدين اوصاف نباشد آب آن « 2 » بد است و موجب امراض رديه است .
اما آب نيزارها و برنجزارها و آبهاى جارى تحت اشجار رديه و يا بر زمينهاى كثيف و تلخ و شور موجب ضعف معده و كبد و سوء هضم و قلت اشتها و عفونت اخلاط و سوء القنيه و استسقاء و يرقان و بواسير و زردى رنگ رخسار و حكّه و جرب و امثال اينها است و در حكم آب ايستاده است .
آب گداخته از برف و يخ و تگرگ هرچند لطيف است لكن باعث تحريك نزله و سرفه است .
اما آب گرم خواه به آفتاب گرم شده باشد و خواه به آتش ، مفسد هضم است و بسا باشد كه موجب استسقاء شود ، مگر به جهت مداوا كه طبيب تجويز نمايد و آب نيمگرم يعنى معتدل در سردى و گرمى موافق سينه و معدهء ضعيفه ، و بسيار او بد است . به جهت حفظ صحت هيچيك او مطلوب « 3 » نيست .
آبهاى معدنى : اما ماء الذهب و الفضه « 4 » يعنى آبى كه از معدن آنها برآيد و يا آنكه تفته نموده در آب اطفاء و سرد نمايند جهت تقويت دلودماغ و كبد و باه و نعوظ و
هامش
( 1 ) . ب : قنوات
( 2 ) . ب : - آن
( 3 ) . ب : مطبوع
( 4 ) . ب : - و الفضه