آن كس كه ما او را بوسيلهء لطف و توفيق خود هدايت بايمان كرده باشيم و دانش معاش با بنى نوع خود به او عطا كرده باشيم مانند كسى كه صفت او بقاء در جهالت و ضلالت كفر باشد محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه از بريد بن معاويه عجلى روايت كرده كه من از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام : تفسير اين آيه را پرسيدم حضرت فرمود : مراد از « ميت » كسى است كه عارف بولايت ائمهء هدى عليهم السلام نبوده كه حق تعالى او را بلطف و نصب ادله عارف گردانيده باشد و مراد از « نور » امامى است كه اقتدا كرده شود به او يعنى على بن ابى طالب و بدست مبارك خود اشارت كردند كه مراد از «
كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها
» اين جماعتاند كه نميفهمند چيزى را و عرفان بحقيت ائمهء دين عليه السّلام ندارند على بن ابراهيم روايت كرده كه
« النور الولاية و كمن مثله فى الظلمات يعنى فى ولاية غير الأئمة عليه السّلام »
صاحب مجمع البيان گفته كه : مروى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام است كه آيهء «
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
» تا آخر در شأن عمار ياسر و ابو جهل نازل شده
كَذلِكَ
هم چنان چه زينت داده خداى تعالى ايمان را در دل مؤمنان
زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ
زينت داده شده براى كافران يعنى زينت دادهاند شياطين براى ايشان
ما كانُوا يَعْمَلُونَ
آنچه را كه ايشان ميكنند از عبادت اصنام
وَ كَذلِكَ
و هم چنان چه در مكه بزرگان گناهكار هستند
جَعَلْنا
گردانيديم يعنى آفريديم
فِي كُلِّ قَرْيَةٍ
در هر قريهاى از قرى
أَكابِرَ مُجْرِمِيها
بزرگترانى را كه آنها گناهكاران آن قريهاند بنا برين « اكابر » مفعول « جعلنا » بمعنى انشأنا است « و مجرميها » بدل اكابر و بعضى « جعلنا » را بمعنى « صيّرنا » گفتهاند كه آن دو مفعوليست و گفتهاند كه : مفعولين صيرنا اكابر مجرميها است ليكن مجرميها كه مؤخر واقع شده مفعول اول آنست و اكابر مفعول ثانى و معنى چنين است كه گردانيديم در هر قريه گناهكاران آن قريه را بزرگتر آن قريه ، و تخصيص باكابر به جهت آنست كه اكابر در مانع بهمرسانيدن و مكر به آنها كردن قويترند از غير