تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
يَهْدِنِي رَبِّي
اگر هدايت نكند مرا پروردگار من
لَأَكُونَنَّ
هر آينه باشم من
مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
از گروه گمراهان .
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ
پس چون ديد ابراهيم آفتاب را
بازِغَةً
طلوع كننده و تابنده
قالَ هذا رَبِّي
گفت اين پروردگار من است
هذا أَكْبَرُ
اين كوكب بزرگتر است از كواكب ديگر ذكر ، « هذا » دون « هذه » با آنكه شمس مؤنث معنوى است يا به جهت تذكير خبر است و صيانت و محافظت رب از تأنيث و يا باعتبار عدم اعتداد است بشأن مؤنث معنوى
فَلَمَّا أَفَلَتْ
پس چون او نيز غروب كرد
قالَ
گفت ابراهيم :
يا قَوْمِ
اى قوم من
إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
بدرستى كه من بيزارم از آنچه شما آن را شريك خدا ميگيريد .
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ
بدرستى كه متوجه ساختم روى خود را و قصد كردم در عبادت
لِلَّذِي
مر آن كس را كه
فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
بيافريد آسمانها و زمين را
حَنِيفاً
در حالتى كه من ميل كننده‌ام از همه چيز بسوى او و بدين قويم او
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و نيستم من از شرك آورندگان . در عيون أخبار الرضا مذكور است كه على بن محمد بن جهم گفت كه : روزى من در مجلس مأمون كه حضرت امام ثامن ضامن عليه السّلام در آنجا تشريف داشتند حاضر شدم مأمون به امام عليه السّلام گفت : يا ابن رسول اللَّه آيا قول شما نيست كه انبياء معصومند ؟ حضرت فرمود : آرى ، مأمون گفت : پس خبر ده مرا از قول خداى تعالى كه در حق ابراهيم ميفرمايد كه : «
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي
» معصوم چون مىشود كه كوكب را پروردگار خود گويد ؟ حضرت امام عليه السّلام در جواب او فرمود كه : چون ابراهيم از غار بيرون و بقوم خود پيوست چنانچه قبل ازين مذكور شد مردم آن زمان را بسه صنف منقسم ديد صنفى را ديد كه زهره را ميپرستند و صنفى ماه را و صنفى شمس را ، پس چون شب عالم را تار و تاريك گردانيد و زهره طالع شد ابراهيم بطريق استخبار
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 782 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي