نيز نمود و در خرايج و جرايح از عبد اللَّه بن مسكان از آن حضرت روايت كرده كه حق تعالى ملكوت سماوات و أرض و عرش و فرش را چنانچه بابراهيم نمود بمحمد صلى اللَّه عليه و آله نيز نمود و من مىبينم كه حق تعالى به صاحب شما و بأئمه كه بعد از او مىآيند نيز همين كار كرده و مىكند و در كتاب مناقب ابن شهر آشوب از جابر بن يزيد جعفى روايت كرده كه او گفت : من از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام تفسير آيهء «
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
» را پرسيدم آن حضرت برأى العين عجايب و غرايب آسمان و زمين و عوالم بسيار به من نمود تا آنكه ظلمات اسكندر و آب حيات خضر عليه السّلام را نيز ديدم و من با آن حضرت از آن آب آشاميديم مخفى نماند كه حيات ابد از آشاميدن آب حيات موقوف بعدم ارادهء موتست چنانچه در ضمن حديثى در حكايت ذى القرنين خواهد آمد در عوالى اللئالي از حضرت رسالت پناه محمدى صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه
« لو لا ان الشياطين يحومون حول قلب ابن آدم لنظر الى ملكوت السماوات و الارض »
يعنى اگر نميگشتند شياطين در اطراف قلب فرزند آدم هر آينه او نظر ميكرد مانند ابراهيم بر ملكوت سماوات و أرض .
و چون قوم ابراهيم عليه السّلام عبادت كواكب ميكردند پس بطريق استدلال عقلى و برهان يقينى بيان بطلان اين مذهب مىكند و ميفرمايد كه :
فَلَمَّا جَنَّ
پس چون پوشيد
عَلَيْهِ
بر ابراهيم
اللَّيْلُ
شب روشنايى را
رَأى كَوْكَباً
ديد ابراهيم ستارهء درخشنده را يعنى زهره را
قالَ
گفت ابراهيم :
هذا رَبِّي
اين كوكب پروردگار من است
فَلَمَّا أَفَلَ
پس آن هنگام آن ستاره فرو رفت
قالَ
گفت ابراهيم :
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
دوست نميدارم من فرو روندگان را تا آنكه آنها را پروردگار خود أخذ كنم .
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً
پس چون ديد ماه را طلوع كننده
قالَ هذا رَبِّي
گفت اينست پروردگار من
فَلَمَّا أَفَلَ
پس چون ماه غروب كرد
قالَ
گفت ابراهيم :
لَئِنْ لَمْ