تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
باشد بنا برين نمرود جمعى را موكل كرد كه مردان را از زنان تفريق نمايند و آذر به پنهانى مو كلان با زن خود خلوت كرد و زن او بابراهيم حامله شد و حق سبحانه و تعالى حمل او را در نظرها مخفى داشت تا آنكه وضع حمل نمود و آن مولود عاقبت مسعود را در غارهايى كه خود نشان داشت پنهان كرد و بعد از مدتى بفرمودهء شوهر او را باتفاق برادران داخل شهر گردانيد بطرزى كه احدى بر آن سرّ آگاهى نيافت و ملا محمد امين استرآبادى نيز گفته كه حديث روضهء كافى كه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرد كه « و وقع آذر بأهله فعلقت بابراهيم » بطريق تقيه است . القصه چون ابراهيم از غار بر آمده روشناس عم و قوم خود گرديد و ايشان را عبدهء أصنام يافت گفت :
إِنِّي أَراكَ
بدرستى كه من مىبينم ترا اى عم
وَ قَوْمَكَ
و ياران ترا كه تابع توأند
فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
در گمراهى ظاهر و هويدا .
وَ كَذلِكَ
و هم چنان كه نموده‌ايم بابراهيم قباحت مذهب آذر و گمراهى او و قوم او را
نُرِي إِبْراهِيمَ
بوديم ما كه مينموديم ابراهيم را
مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ربوبيت و عجائب آسمانها و زمين را تا به بيند و استدلال كند به آنها بر وحدانيت و و قدرت كاملهء ما
وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
و تا باشد از جملهء يقين دارندگان بر وحدانيت خداى تعالى ، بنا برين « و ليكون » معطوفست بر علت مقدره ، اى « نرى ابراهيم ملكوت السماوات و الارض ليستدل على الوحدانية و القدرة الكاملة و ليكون من الموقنين » و بعضى گفته‌اند كه : تقدير آيه چنين است كه « و فعلنا ذلك ليكون من الموقنين » يعنى نموديم بابراهيم عجائب آسمانها و زمين را و كرديم اين كار را تا آنكه باشد ابراهيم از أهل يقين و اطمينان على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه كشف كرد خداى تعالى براى ابراهيم آسمان و آنچه بروست و زمين و آنچه دروست و نمود به او فرشته را كه حامل آسمانست و عرش و كرسى را كه بر عرش است و چنانچه اين امور عظيمهء عجيبه را بابراهيم نمود همچنين برسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و بأمير المؤمنين عليه السّلام