تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
فَلَمَّا نَسُوا
پس آن هنگام كه فراموش كردند اين كافران
ما ذُكِّرُوا بِهِ
آنچه پند داده شده بودند به آن از بأساء و ضراء و از سر عناد از ان پند نگرفتند
فَتَحْنا عَلَيْهِمْ
بگشاديم بر ايشان
أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ
درهاى همه چيز را از أنواع نعمت و راحت و وسعت و صحت كه چون ايشان از بلا و سختى پند پذير نشدند از وسعت و راحت پند پذير شوند قال فى مجمع البيان : « ان الدعاء الى الطاعة يكون تارة بالعنف و تارة باللطف » يعنى بتحقيق خواندن بطاعت گاه بعنف و سختى است و گاهى بلطف و خوشى
حَتَّى إِذا فَرِحُوا
تا چون شادمان شدند
بِما أُوتُوا
به آنچه داده شدند از أنواع نعم و سر بطغيان گذاشتند
أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً
بگرفتيم ايشان را ناگهان روى عن أمير المؤمنين عليه السّلام انه قال : « يا ابن آدم اذ رأيت ربك تتابع عليك نعمه فاحذره » يعنى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه : اى پسر آدم هر گاه به بينى پروردگار خود را كه پى در پى فرستد بر تو رحمت خود را پس حذر كن و بترس از آن و ايضا وارد شده كه اقبال دنيا بر شخصى عقوبت گناهان اوست
فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ
پس آن گاه ايشان مأيوسانند از نجات و از رحمت الهى و حسرت خورندگانند على ابن ابراهيم از أبو حمزهء ثمالى روايت كرده كه حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمودند كه : مراد از «
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ
» اينست كه « فلما تركوا ولاية على بن أبى طالب و قد أمروا بها » يعنى پس چون ترك كردند ايشان و قبول ننمودند ولايت على ابن ابى طالب را و حال آنكه بتحقيق مأمور شده بودند به آن «
فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ
» يعنى بطريق استدراج گشوديم بر ايشان درهاى دولت دنيا را و مراد از «
حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً
» قيام قائم آل محمد است صلى اللَّه عليه و آله كه آن حضرت چنان ايشان را خوار و ذليل گرداند كه گويا ايشان را هرگز دولت و سلطنت نبوده .
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا
پس بريده شد آخر جمعى كه ستم كردند بر نفس خود بانكار ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام يعنى تمام ايشان هلاك گشتند بر وجهى