وَ مِنْهُمْ
و بعضى از كفار قريش مانند أبو جهل و ابو سفيان و وليد بن مغيره و عتبه
مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ
كسانيند كه گوش فرا ميدارند بسوى تو وقتى كه تلاوت قرآن مجيد ميكنى تا آزار به تو رسانند
وَ جَعَلْنا
و گردانيديم يعنى افكنديم
عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً
بر دلهاى ايشان پوششها و پردهها را
أَنْ يَفْقَهُوهُ
به جهت كراهة آنكه فهم كنند آن را
وَ فِي آذانِهِمْ
و گردانيدهايم يعنى نهادهايم در گوشهاى ايشان
وَقْراً
ثقل و گرانى را تا قرآن را نشنوند و با تو در مقام بىادبى درنيايند
وَ إِنْ يَرَوْا
و اگر به بينند اين معاندان
كُلَّ آيَةٍ
هر معجزه را كه از تو صادر ميگردد
لا يُؤْمِنُوا بِها
ايمان نمىآرند بدان از غايت جحود و عناد
حَتَّى إِذا جاؤُكَ
تا آنكه چون بيايند پيش تو
يُجادِلُونَكَ
در حالتى كه جدال و خصومت كنند با تو
يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا
گويند در مقام جدال آنان كه به خدا و برسول او كافر شدند
إِنْ هذا
نيست اين قرآن
إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
مگر افسانه و اكاذيب پيشينيان مانند افسانهء رستم و اسفنديار و غير آن ، و اين از غايت جهل و عناد است كه أصدق حديث را تشبيه به اكاذيب كاسده و خرافات باطله مينمايند « اساطير » بمعنى أباطيل است و جمع اسطوره است .
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ
بروايت على بن ابراهيم ضمير « هم » راجع بكفار بنى هاشم است يعنى جمعى از بنى هاشم بواسطهء قرابت با رسول باز ميدارند قريش را از آزار رسانيدن به او و اعانت او ميكردند
وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ
و خود دور ميشوند از او و ايمان به آن جناب نمىآرند و قول بعضى كه گفتهاند كه : اين آيهء كريمه در شأن حضرت ابو طالب است