قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ
بتحقيق زيان كردند آنان كه
كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ
تكذيب كردند جزاء خداى تعالى را
حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ
تا وقتى كه بيايد بديشان قيامت
بَغْتَةً
آمدنى ناگهانى بدون علم ايشان بوقت ظهور آن و دريابند تباين احوال أهل عذاب و عقاب و أهوال و شدايد قيامت را
قالُوا
گويند :
يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا
اى حسرت و پشيمانى بر تقصير ما
فِيها
در حيات دنيا ، كلمهء « ما » درين جا مانند سابق مصدرى است بتقدير « يا حسرتنا على تفريطنا و تقصيرنا » بنا بر آنكه اگر كلمهء « ما » در موضعين موصول بمعنى « الذى » ميبود ايراد ضمير راجع به آن در فرطنا و تكفرون لازم بود ، و چون ضمير مفقود است لهذا بمعنى مصدرى ميبايد گرفت
وَ هُمْ يَحْمِلُونَ
حال آنكه اينگروه برميدارند
أَوْزارَهُمْ
گناهان خود را
عَلى ظُهُورِهِمْ
بر پشتهاى خود ، زيرا كه عادت اينست كه بار را بر دوش بردارند ، و بعضى از مفسرين گفتهاند كه سيئات اعمال كفار بأقبح صورتى بر ايشان ظاهر شوند و گويند كه شما در دنيا بدوش ما سوار بوديد اكنون ما بر دوش شما سوار خواهيم بود
أَلا ساءَ
بدانيد كه بد باريست
ما يَزِرُونَ
آن بار گناهى كه ايشان بر پشت ميكشند .
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا
و نيست زندگانى دنيا كه كفار بدان مغرورند و ميگويند «
إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا
»
إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ
مگر بازى و بىفايده و باندك زمانى فانى و نابود گردد
وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ
و هر آينه سراى آخرت
خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ
بهتر است براى كسانى كه پرهيزكارى ميكنند جهت آنكه لذات آن باقى است و خالص است از از مصايب و آفات
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آيا در نمييابيد و تعقل نميكنيد كه حقيقت دنيا و آخرت همينست كه من براى شما بيان كردهام ؟ و درين آيهء كريمه تسليهء فقرائيست كه محروم ماندهاند از متاع دنيوى ، و سرزنش اغنيايى است كه مدار كار خود را بر تحصيل حطام دنيوى گذاشته آن را عرش المعرفهء خود ميدانند .