پس ايشان ايمان ندارند و بضلالت ابد بمانند .
وَ لَهُ ما سَكَنَ
و بگو مر خداى راست آنچه ساكن است و آرام دارد
فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
در شب و روز «
لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
» اشارت بمالكيت ما فى المكان و مكان است و درين جا اشارت بمالكيت ما فى الزمان و زمان .
هر آنچه در زمان و در مكانست * ز يك استاد ، و ز يك كارخانه است
وَ هُوَ السَّمِيعُ
و اوست شنوا همهء مسموعات را
الْعَلِيمُ
دانا همهء معلومات را ، پس شنوا و دانا باشد به اقوال و اعمال كافر و مسلمان و همه را بر طبق آن سزا و جزا خواهد داد .
قُلْ
بگو اى محمد بر سبيل انكار :
أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا
آيا غير خدا را فرا گيرم مالك و أولى به تصرف در كارها ؟ يعنى فرا نگيرم
فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آن خدايى كه خالق و پديد آورندهء آسمانها و زمين است
وَ هُوَ يُطْعِمُ
و او ميخوراند و روزى ميدهد عالميان را
وَ لا يُطْعَمُ
و او روزى داده نميشود ، يعنى منفعتها همه از اوست و بر او انتقاع جايز نيست و ذكر اطعام به جهت شدت احتياج خلق بر آنست
قُلْ
بگو أى محمد :
إِنِّي أُمِرْتُ
بدرستى كه من مأمور شدهام
أَنْ أَكُونَ
به اينكه باشم
أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ
أول كسى كه منقاد أوامر الهى باشد و گفتند مرا كه
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و مباش تو از شرك آرندگان .
قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
أخاف فعل است و «
عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
» مفعول به آن و جملهء شرطيهء «
إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي
» جملهء معترضه است ميان فعل و مفعول به و محلى از اعراب ندارد و جواب آن محذوفست و تقدير كلام چنين است كه « قل انى أخاف عذاب يوم عظيم ان عصيت ربى لعذبت » يعنى بگو اى محمد : بدرستى كه من ميترسم عذاب روز بزرگ را اگر عصيان ورزم پروردگار خود را به ترك أوامر و نواهى او هر آينه معذب خواهم بود و بعضى گفتهاند كه : « اخاف »