ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ
آنچه عطا نكردهايم مر شما را
وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ
و فرستاده بوديم باران را
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
مِدْراراً
ريزان و پى در پى
وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ
و گردانيده بوديم جويهاى آب را بحيثيتى كه
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ
ميرفت از زير درختان و زير قصرهاى ايشان ، يعنى ايشان بوسعت حال و فراغ بال روزگار ميگذرانيدهاند
فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ
پس هلاك كرديم ايشان را بسبب گناهان ايشان و آن وسعت حال سودى بايشان نرسانيد
وَ أَنْشَأْنا
و از نو پيدا كرديم
مِنْ بَعْدِهِمْ
از پس هلاك ايشان
قَرْناً آخَرِينَ
گروهى ديگر را بدل ايشان ، پس هر گاه حق سبحانه و تعالى قادر باشد بر اهلاك قرون سالفه چون عاد و ثمود و ايجاد قرنى ديگر و قومى آخر همچنين قادر خواهد بود كه مثل آن را دربارهء شما بجا آرد بنا بر اين لازم است كه از خواب غفلت بيدار گرديد تا مستوجب اين گونه عذاب نشويد .
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ
و اگر بفرستيم بر تو اى محمد
كِتاباً فِي قِرْطاسٍ
نوشتهاى را در ورقى چنانچه گويند كه : نضر بن حارث و امثال او نزد حضرت آمده گفتند كه :
ما وقتى ايمان به تو مىآريم كه چهار فرشته با نامهء نوشته از آسمان نازل شوند به اين مضمون كه تو رسول خدايى
فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ
پس مس كنند آن را با دستهاى خود و اقتصار برؤيت بصرى نكنند تا آنكه بگويند كه حس بصر ما غلط كرده حاصل كلام آنكه برأى العين به بينند و يقين حاصل كنند كه آن نوشته از نزد خداست
لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
هر آينه گويند بطريق عناد آنان كه نگرويدند به خدا و برسول خدا :
إِنْ هذا
نيست آنچه آورده
إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
مگر جادوى ظاهر بر همه كس .
وَ قالُوا
و گويند اين كافران :
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ
چرا فرستاده نشده بر محمد
مَلَكٌ
فرشتهاى كه تا بما بگويد كه : اين پيغمبر خداست
وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً
و اگر فرو فرستيم فرشته را مطابق خواهش ايشان
لَقُضِيَ الْأَمْرُ
هر آينه حكم كرده شود بهلاك اين كافران زيرا كه ايشان بعد از مشاهدهء اينچنين معجزه نيز ايمان نخواهند