و على بن ابراهيم از حضرت أبى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه روزى عمر صفيه بنت عبد المطلب را رنجانيد و به او گفت كه : قرابت تو با رسول اللَّه نفعى به تو نميرساند و صفيه اينمعنى را بعرض جناب رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله رسانيد حضرت در غضب شده نداى نماز جماعت در داد و چون مردم حاضر شدند فرمود : چه بخاطر گذرانيده كسى كه گمان كرده كه قرابت من نفعى ندارد ؟ هر گاه شفاعت من نفع به غير رساند چون شفاعت من نفع بأقرباء من نرساند ؟ بعد ازين فرمود : سؤال نميكند كسى مرا از پدر خود كه در آن شبهه داشته باشد مگر آنكه جواب بگويم ، پس شخصى برخواست و گفت : يا رسول اللَّه پدر من كيست حضرت فرمود : « آن كسى كه ترا به پسرى او ميخوانند او پدر تو نيست » و شخصى ديگر نيز از حضرت همين سؤال كرد حضرت فرمود : « پدر تو همان شخص است كه تو بفرزندى او مشهورى » پس حضرت فرمود : چرا كسى كه گمان كرده كه قرابت من نفعى بكس نميرساند سؤال از پدر خود نميكند تا جواب بشنود ؟ عمر چون بازار حلال زادگى و حرامزادگى را كرم ديد ترسيد كه پردهء او به روى كار افتد گفت : أعوذ باللّه يا رسول اللَّه من غضب اللَّه و غضب رسول اللَّه ، عفو كن گناه مرا ، پس آيهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ
» تا آخر نازل شد .
وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها
و اگر بپرسيد از آن چيزها
حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ
وقتى كه نازل شود قرآن يعنى وقت نزول وحى
تُبْدَ لَكُمْ
آشكارا كرده شود براى شما و شما را مغموم گرداند
عَفَا اللَّهُ عَنْها
عفو كرد خداى تعالى از سؤالهايى كه پيش ازين ندانسته كردهايد
وَ اللَّهُ غَفُورٌ
و خداى تعالى آمرزنده است گناه سؤالهاى بيجاى شما را
حَلِيمٌ
بردبار است به آنكه تعجيل در مؤاخذهء شما نميكند بعضى از مفسرين گفتهاند كه «
عَفَا اللَّهُ عَنْها
ميتواند كه جملهء مستأنفه باشد و محتمل است صفت اشياء باشد بنا برين تقدير كلام چنين است كه « لا تسألوا عن اشياء عفا اللَّه عنها ان تبد لكم تسؤكم و ان