او وصى او واحدا بعد واحد و بعد ازين فرمود :
« و اذا علمت ما حكم به رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و الامام فحسبك و لا تسأل عنه »
يعنى هر گاه دانستى آنچه را كه پيغمبر و امام حكم كرده باشند همان ترا بسند است و ديگر گنجايش سؤال چون و چرا ندارد .
هَدْياً
در حالتى كه آن جزاء
بالِغَ الْكَعْبَةِ
فرستاده شده باشد بكعبه و چون بكعبه برسد بايد كه آن را در موضع خروره كه محاذى كعبه است و الحال قصابخانهء مكهء معظمه است ميان صفا و مروه ذبح كنند ، و در همانجا تصدق نمايند اگر قتل صيد در احرام بعمره واقع شده باشد و أما اگر در احرام به حج رو داده باشد بايد كه در منى ذبح كنند و تصدق نمايند چنانچه در بعضى روايات تصريح شده .
أَوْ كَفَّارَةٌ
يا واجب است بر او در عوض صيد ، كفاره كه آن
طَعامُ مَساكِينَ
طعام دادن چند مسكين است
أَوْ عَدْلُ ذلِكَ
يا بازاء آن طعام
صِياماً
روزه داشتن است
لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ
تا آنكه بچشد قاتل صيد مرارت مشقت و ضرر كار خود را .
خلافست ميان أصحاب كه كفارات ثلاث تخييريست كه قاتل صيد مختار باشد ميان آنها يا ترتيبى است و چون آيهء كريمه بلفظ « أو » واقع شده ظاهر « او » تخيير است چنانچه عياشى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام و محمد بن يعقوب كلينى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه هر جا كه در قرآن « أو » واقع شود صاحب آن مختار است كه اختيار كند آنچه را كه خواهد ، و ظاهر أحاديث ترتيب است و أظهر در طريق جمع استحباب ترتيب است ، و شك نيست كه ترتيب أحوط است چنانچه بعضى از أتقياء مجتهدين تصريح كردهاند ، و درين تقدير بنا بر روايات مشهورهء أول در مثل شتر مرغ و گورخر شترى باشد اگر قادر باشد بر آن و اگر عاجز باشد واجب باشد بر او كه ثمن آن شتر را گندم بخرد و قسمت كند بر شصت مسكين هر مسكينى را نيم صاع و اگر از آن نيز عاجز باشد واجب شود بر او كه دو ماه روزه دارد بجاى اطعام هر مسكينى يك روز ، و واجب أول در مثل گاو كوهى گاو أهلى است