يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
أى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ
مكشيد شكارى را كه از جنس وحش باشد
وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
و حال آنكه شما محرم باشيد به حج يا بعمره
وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ
و كسى كه بكشد آن صيد را از شما أى مؤمنان خواه باراده و عمد و خواه بطريق خطا و خواه بطريق نسيان و خواه بعنوان جهل
مُتَعَمِّداً
در حالتى كه داند محرم است
فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ
پس واجب است بر او كفارت و عوض آن حيوان كه كشته مانند آنچه كشته در خلقت و هيئت از چهار پايان بنا برين تفسير « فجزاء » فاعل فعل محذوفست ، أى فيجب عليه جزاء مثل ما قتل من النعم ، مثلا جزاء كفارهء قتل شتر مرغ شتر است ، و جزاء گورخر و گاو وحشى گاو ، و جزاء آهو و خرگوش گوسفند است ، و اگر صيد را مماثلى به اين معنى يافت نشود تفصيل آن در كتاب فقهيه مذكور است
يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ
در حالتى كه حكم كنند به آنكه مانند آنست دو مرد عادل
مِنْكُمْ
از أهل ملت شما .
مخفى نماند كه قرائت امامين سيدين صادقين امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام « ذو عدل » بصيغهء مفرد است و برين تقدير مراد امام است و برين تقدير مراد امام است يا نائب خاص يا نائب عام او و چون درين مقام مطلب بيان حكم است كلام يك عادل كافى است و دو عادل در دعوى ضرور است و درين جا دعوى تحقق ندارد و
فى روضة الكافى عن حماد بن عثمان قال : « تلوت عند أبى عبد اللَّه عليه السّلام :
ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ
، فقال عليه السّلام : ذو عدل منكم هذا مما أخطأت فيه الكتّاب »
يعنى حماد بن عثمان گفت : تلاوت كردم نزد حضرت صادق عليه السّلام بقرائت مشهور كه آن ذوا عدلست بصيغهء تثنيه امام فرمود كه : آنچه نازل شده ذو عدل بصيغهء مفرد است و اين از جمله آن چيزهاست كه كاتبان قرآن خطا كرده ألف زياده نمودهاند و محمد بن مسعود عياشى از حضرت أبى جعفر الباقر عليه السّلام نيز به همين مضمون روايت كرده و در تهذيب از آن حضرت روايت كرده كه مراد از ذو عدل شخص واحد است كه رسول اللَّه باشد و بعد از