لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا
نيست بر آنان كه ايمان آوردهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردهاند كارهاى شايستهء نيكو
جُناحٌ
وزرى و گناهى
فِيما طَعِمُوا
اى فيما طعموه ، يعنى در آنچه خوردهاند آن را از طعامهاى لذيذ مباح ، و كلمهء مادر « فيما طعموا » خواه موصوله باشد و خواه موصوفه چون عايد مىخواهد بنا بر اين تقدير عايد كردهايم
إِذا مَا اتَّقَوْا
هر گاه پرهيز كرده باشند از شرب خمر و ساير مناهى
وَ آمَنُوا
و هر گاه ثبات ورزيده باشند بر ايمان
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و راسخ قدم باشند در بجا آوردن اعمال صالحه
ثُمَّ اتَّقَوْا
پس ثابت بوده باشند در تقوى
وَ آمَنُوا
و راسخ باشند در تصديق به احكام شرعيه
ثُمَّ اتَّقَوْا
پس مستمر باشند در تقوى
وَ أَحْسَنُوا
و نيكويى كرده باشند با خلق خدا و چون احسان لازم دارد اعمال صالحه را پس عمل صالح نيز سه مرتبه مذكور شده .
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
و خداى دوست ميدارد نيكوكاران را و گفتهاند كه : غرض از تكرار ايمان و عمل صالح و تقوى مبالغه است در كمال ثبات و رسوخ و دوام و استمرار بران حين رسيدن مرگ و ايضا چون ايمان و تقوى و اعمال صالحه را درجات بسيار است ميتواند كه تكرار آنها اشارت به تحصيل درجات امور مذكوره باشد .
و سيد أجل سيد مرتضى رضى اللَّه عنه فرموده كه : مفسرين اشكال كردهاند در تكرارى كه در اين آيه واقع شده و غافلند از اشكال ديگر و محصل آن اشكال اينست كه هر گاه مراد از «
فِيما طَعِمُوا
» طعام مباح باشد چنانچه تفسير شده مشروط ساختن عدم جناح أكل آن را بايمان و عمل صالح وجهى ندارد زيرا كه در أكل آن چنانچه مؤمنين را جناحى نيست همچنين وزرى و گناهى نيست مر كفارى را كه از ايمان و عمل صالح بهرهاى ندارند .
و بعد از اين گفته كه : استخلاص ازين اشكال به اين روش محتمل است كه قائل شويم باضمار قيدى درين آيه و تقدير كلام چنين باشد كه « ليس على الذين آمنوا و