در نجاست خمر چگونه است ؟ » معقول نيست و قطع نظر از اين خلاف معلوم النسب نزد ما قادح اجماع نيست ، و مع هذا كلام صدوق رضى اللَّه عنه دلالت بر طهارت ندارد و بعضى از متأخرين علماء ما مايل به طهارت خمر شدهاند بلكه يكى از آنها حديث تقيه را حمل بواقع كرده رسالهاى درين باب نوشته الحمد للَّه كه احدى از علماء ما قائل بحليت آن نشدهاند چنانچه علماء عامه « نبيذ » را كه قسمتى از خمر است ( و حديث عبد الرحمن بن الحجاج از حضرت صادق عليه السّلام ناطق بر آنست ) حلال دانستهاند و مرويست كه خليفهء ثانى مداومت بر آن داشته و در وقت مردن نيز بخورد او داده بودند .
و وجه تحريم ازلام بر تقديرى كه قمار باشد ظاهر است و اما بر تقديرى كه تفاؤل و استخاره باشد از جهت آنست كه آن نوعيست از كهانت و حكم بر غيب بى اذن شرعى بخلاف قرعه و استخاره كه اذن شرعى بر آن واقع شده .
إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ
جزين نيست كه ميخواهد شيطان
أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ
اينكه بيندازد ميان شما دشمنى و كينه را
فِي الْخَمْرِ
در خوردن شراب
وَ الْمَيْسِرِ
و در باختن قمار
وَ يَصُدَّكُمْ
و باز دارد شما را
عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
از ياد كردن خداى تعالى
وَ عَنِ الصَّلاةِ
و از گزاردن نماز و اين تخصيص بعد از تعميم است جهت مزيد فضليت
فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ
پس آيا هستيد شما باز ايستادگان از اين امور شنيعهء قبيحه ؟ مراد نهى است بر سبيل مبالغه يعنى البته بازايستيد از شرب خمر و ارتكاب ميسر ، و درين آيه از وجوه متكثره مبالغه واقع شده در تحريم امور مذكوره سيّما در خمر و ميسر .
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ
و اطاعت كنيد خداى را
وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ
و فرمان بريد رسول او را در جميع أوامر و نواهى
وَ احْذَرُوا
و بترسيد از مخالفت فرمان خدا و رسول او
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ
پس اگر روى بگردانيد از اطاعت خدا و رسول او
فَاعْلَمُوا
پس بدانيد
أَنَّما عَلى رَسُولِنَا
اينكه چيزى كه بر رسول ماست
الْبَلاغُ الْمُبِينُ
رسانيدن احكام است آشكارا .